ومردم ۲ – یکشنبه ۲۶ آبانماه ۱۳۹۲

بر اساس راه اندازی قسمت های مختلف کار رفته رفته بچه های جدید را مستقر میکنیم و تا الان حدودا ۱۵-۱۶ نفری شده ایم و مکان فعلی مان خیلی جوابگوی نیازمان نیست. چند روزی هست به دنبال واحدی برای اجاره می گردیم نیازمان بزرگ است و توان مالی مان محدود!  توقع های صاحبخانه ها اما توانهای نامحدود میطلبد و نیازهای کوچک. امروز صبح واحدی در خیابان مفتح پیدا شد که تا حدودی باب طبع است و اما صاحبخانه مرد مسنی است که مقداری احتیاط دارد نسبت به تعداد افراد و رفت و آمدها و امثالهم. حالا امید بسته ایم که فردا راضی شود و انشاالله مکان مناسب حداقل یکسال آینده مان مهیا شود. اگر نشد هم که باز باید بگردیم و بگردیم و بگردیم و بازم بگردیم!
امروز جلسه ای داشتیم پیرو مسائل حقوقی طرح و متن حقوقی توافقنامه و صورتجلسه تحویل صفحات به چهره ها رو تصویب کردیم که انشاالله از روز سه شنبه بتونیم صفحات و دسترسی ها رو رسما تحویل چهره ها بدیم. این توافق نامه شامل پذیرفتن مسئولیت مطالب توسط چهره ها از یک سو و تعهدات ما به آنها از سوی دیگر هست که میبایست در هنگام تحویل توسط شخص چهره و نماینده تام الاختیار او امضا بشه تا بعد ها در صورت بروز مشکلات حقوقی در مورد مطالب درج شده قابل استناد باشه
انتهای جلسه هم صحبت تلفنی ای با دوست خوبمون امیرحسین مدرس داشتم که ظاهرا سرمای شدیدی خورده بود. با چند تن از دوستانش در مورد کلیت موضوع صحبت کرده بود و قرار شد حضورا قراری داشته باشیم و مفصل تر صحبت کنیم.
بچه های مهندس زنگنه پیگیر چند موضوعی بودند که باید روی “…ونخبگان” تکمیل بشه و با هماهنگی ای که با واحد فنی شد امیدوارم تا انتهای هفته این موضوعات به سرانجام برسه. امروز شنیدم وزیر ورزش بالاخره مشخص شد و خوشبختانه از دوستان دوستان ماست و دانشگاه تهرانیست و به قول بچه ها باید برویم در کارش! :)
به نظرم سخت تر از مدیریت نیروی انسانی، چینش نیروهاست و تعیین وظایف و محدوده اختیارات. این روز ها هر کدوم از بچه ها دوست دارند فرصتی باشه تا در مورد کارشون و جایگاهشون مستقیما با من صحبت کنند و دغدغه همه شان هم تا حدی طبیعی ست ولی فشردگی کار مانع از فرصتی برای گفتگوی تک تک با اونهاست و امیدوارم در روزهای آتی فرصت کنم باهاشون در این موضوعات صحبت کنم.
در ماههای ابتدایی به دلایلی مجبور بودیم هیئتی یا به قولی رسمی تر ستادی عمل کنیم اما علیرغم فشردگی رفته رفته این روزها داریم منظم تر میشیم. تا دقایقی دیگه باید برم به سمت فرودگاه امام خمینی(ره) بعد از سه ماه و اندی از تولد خواهرزادم میتونم برای اولین بار اون رو از نزدیک ببینم و شوق زیادی دارم.
فردا بیشتر صحبت میکنیم . شب بخیر رفقا :)

نوشته های قبلی:

… ومردم ۱ – شنبه ۲۵ آبانماه ۱۳۹۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>