نمیدانم نسلمان نسل سوم است یا چهارم. اما میدانم که از روزهای سخت دفاع هیچ نچشیده ایم و اگر هم چشیده باشیم به قدر گریه ای از ترس صدای موشکباران های تهران است و دیگر هیچ. اما سالها از آن روزها شنیدیم، روزهایی را در مدرسه گونی پر میکردیم و سنگر میساختیم، پوتین رنگ میکردیم و پوکه فشنگ و تکه خمپاره می جستیم، عکسهای شهدا را کنار هم روزنامه دیواری میکردیم و نمایشگاه میزدیم و در هوای نوجوانیمان گرامی میداشتیم حرمت غیرت هایی را که بر سر ایران و اسلام ایستادند. گرامی میداشتیم حرمت خونهایی را که درخت آزادی و آزادگی ایران و ایرانی را آبیاری کردند.
شبهایی را یادم هست که به دنبال بوی خوش مزار پلارک فانوس در دست قطعه هایی از بهشت را جستجو می کردیم، میرفتیم آن طرفتر حسین فهمیده را می یافتیم، آن طرفتر کلبه مادری بر سر مزار پسرش را می دیدیم و آن طرفتر یابود همت و نزدیکش سردار دهلاویه، دکتر چمران. میرفتیم آن طرفتر کنار شهدای گمنام شمعی روشن میکردیم و حال و هوایی که البته چندسالیست آنجا را چراغانی کرده اند و دیگر از آن حال و هواها خبری نیست.
امشب برای چندمین بار فیلم سجاده آتش را دیدم و ناخودآگاه با بغضی خود را غرق در دورانی کردم که از آن هیچ ندیدم
راستش را بخواهید همیشه از افتخاراتم همراهی با انجمنی اسلامی بوده و هست که چمران از بزرگانش بوده و هست. چمرانی که همه آرزویم این بود که آن روزها بودم و در کنارش می جنگیدم.
امشب هوا هوای گریه بود. چفیه ام را از لابلای حوله های احرام بیرون کشیدم وضو گرفتم و رفتم به دنبال مناجات های کسی که میگفت "خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد. هیچ کس از غمها و دردهایم آگاهی نداشته باشد. هیچ کس راز و نیازهای شبانه ام را نفهمد. هیچ کس اشک های سوزانم را در نیمه های شب نبیند. هیچ کس به من محبت نکند. هیچ کس به من توجه ننماید جز خدا کسی را نداشته باشم. جز خدا با کسی راز و نیاز نکنم جز خدا انسی نداشته باشم وجز خدا به کسی پناه نبرم"
زندگینامه چمران را که میخواندم با بغضی و تلخندی با خود گفتم اگر چمران امروز زنده بود با این خارج رفتن هایی که داشته و نهضت آزادی و انجمن اسلامی و امثالهم در این روزگار بدبینی چه ها که به او نمی گفتند...
اما در لابلای جست وجوهایم شرح حال روزگاری را یافتم که دیگر امانم را بریده. روزگاری که دیگر نایی ندارم تا فریاد کنم آهای آقایان میخواهید با انقلابمان چه کنید؟ ماشین ضد انقلاب سازیتان به ماندگان که رحم نکرد چه کار به رفتگان دارید.
رفتید از جلال الدین فارسی مصاحبه گرفتید که موسوی و کروبی از منافقین پست ترند و فارسی نگذاشته موسوی به سطل زباله بیفتد. گفتیم به ما چه خودشان هستند جواب دهند.
اما حالا دیگر ماشینتان به چمران که امام او را "سردار پر افتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالى و پیوستن به ملأ اعلى، " لقب داد هم رحم نمیکند؟
مهدی رحمانی که هست که این روزها برای روزنامه ایران مطلب مینویسد. افتخاراتش ویژه نامه های رمز عبور است.
این کیست و نماینده چه جریانیست که به نام امت حزب الله و پیرو ولایت مصاحبه می گیرد و مطلب می زند و می خواهد به ما چمران بشناساند آن هم با سخنان جلال الدین فارسی! .
اصلا این آقای فارسی که هست که میگوید چمران اصلا امام را سیاستمدار و رهبر خوبی نمیدانست
این که هست که میگوید "اونوقت هم که نهضت آزادی ها از چمران افسانه ساخته بودند که آقا یه تنه با یه کلاش رفته وسط جمعیت عراقی ها، همه را تار مار کرده و از این جور اراجیف ما هیچی نگفتیم که به وحدت ملی و دفاع آسیب وارد نشه، اما مگه مسخره بازی.. ما که بچه نیستیم." "
این آقای فارسی که هست که میگوید " چمران در ایران مرید بازرگان بود و حتی به خاطر او، در مقابل تصمیم امام هم حاضر بود ایستادگی کند. به همین دلیل هم یکبار از حسین خمینی سیلی خورد."
چه چیز در ذهن میپروراند که میگوید "همین چمران کل دنیا را گشت حتی با امام موسی صدر به مسکو رفت و به قبر لنین گل هدیه داد اما حاضر نشد بیاید نجف و یک عرض ادبی به امام بکند."
اصلا چه افتخاریست که حاضر است اینها را با دستخط خود بنویسد و زیرش را امضا کند

جالب اینجاست که مصاحبه کننده علاوه بر این که این مطالب را در وبلاگ خود انتشار داده با افتخار در پاسخ شخصی که به دنبال اصل مصاحبه بوده گفته که انشاءالله ! در روزنامه ایران منتشر خواهد شد
بگذریم بغضم میگیرد از شما آقایانی که به ظاهر مسلمانید اما به بخل و حسد است یا به حرص و آز، نمیدانم. ماشین راه انداخته اید و به ناحق تیشه میزنید به همه آن نقش و نگارهای زیبایی که سالها برایمان ترسیم شده بود...
تصویر و
لینک مطلب در وبلاگ امت حزب الله :
» آیا چمران را درست میشناسیم؟/ فارسی: افسانه چمران توسط نهضت آزادی ساخته شد
پ.ن : ای قوم به حج رفته کجایید کجایید ... :'(
سلام
علیرضا این چه وضعیه راه انداختی ؟ این چه مسخره بازیه ؟ این یعنی چی که به هر بهانه ایی ، صدای وااسلاما و واانقلابا رو اون هم با رویکرد دفاع از فتنه گرها سر می دی و هی می خوای حالا به بهانهء ربط دادن گودرز و شقایق یه اسمی هم از بولک و لولک بیاری ؟ :
- موضع رسمی نظام در بارهء شهید چمران مشخصه ، حالا نویسندهء وبلاگی با هر شغلی و هر مرام فکری ، از هر کسی نقل قولی کرده باشه ، دلیل نمیشه که تو بیایی هر چی دلت می خواد بنویسی .
- همونجوری که عقدهء تو از حبس ات ، یادت نمیره و چون می دونی ما از حقایق اون روزها حرفی نمی زنیم ، چهار اسبه داری می تازی و دو دونگ از انقلاب و جنگ و ... رو مال خودت می دونی ، جلال الدین فارسی هم عقده اش از ریاست جمهوری اول هنوز از بین نرفته . ( این نظر شخصیه منه )
- برفرض که روزنامهء ایران هم این مطلب رو زد . اونهم حرف مفت زده . اونهم موضع نظام رو در این مورد نداره . اون هم مثل تو و نویسندهء وبلاگ امت حزب ا... بیخود کرده که این رو بزنه ! تو روزهایی که باید دنبال وحدت و آرامش باشیم ، همین مونده که بیایم رو چیزایی کار کنیم که اثبات و ردش جز وقت تلف کنی و تفرقه اثری نداره
- گفتم وحدت ، یاد پستهای تو در مورد تلاش برای بازگشت وحدت و آرامش افتادم !!!!!!!!!!
- علیرضا ، بین من و تو که فقط ما دو تا می دونیم منظورم چیه : خجالت هم خوب چیزیه !
اول سلام واینکه جنگ با نسل ما آمیخته شده است درست یادمه زمان کودکیم را که هر وقت زنگ خانه مان به صدا در می آمد رنگ مادرم می پرید که نکند دوستان بابا باشند و خبر شهادتش را آورده باشن شب های تنهاییم را یادمه که من تنها مرد خانه بودم
اما از روزنامه ایران گفتید من به واسطه شغلم با آدم های این روزنامه آشنا هستم اما کاری که تیم مستقر در خیابان خرمشهر در این روزنامه انجام میدهند نه روزنامه نگاری است نه اطلاع رسانی فکر میکنم برادر کارشناس باید درباره جلسات شبانه ای که در این روزنامه برپا می شود و یا ویژه نامه هایی که منتشر میشود و حتی مسائل مالی این روزنامه کمی تحقیق کند فکر کنم از کف خیابان کم ارزش تر نباشد و یا اینکه چند سایت تحت نظر این تیم فعالیت میکند برو بچه های روزنامه ایران البته فقط اعضاء تیم یاد شده هر روز به دنبال ساخت مدارک و مستندات بر علیه عده ای هستند و هر روز این موضوع تکرار می شود مهم نیست این مستندات از زبان که نوشته یا صحت داشته باشد مهم این است تخریب را به نحوی که می خواهند انجام دهند
اما شهید بزرگوار چمران واقعان متاسفم برای آقایان که در برابر این سخنان سکوت می کنند البته حقیقت راه چمران با خون خودش اثبات شد اما بد نیس این آقای فارسی کمی درباره خود و سوابق گذشته خود هم سخن می گفت.
:(
کارشناس این کامنت را پاسخ مینویسم نه از آن جهت که گمان کنی گستاخ و پررو شده ام و جرأت پیدا کرده ام
نه! همین الان هم که مینویسم مانند همیشه که با تو حرف میزنم لکنت میگیرم و نفسم به شماره می افتد و قلبم میخواهد از سینه ام بزند بیرون که انشاالله بزند و بروم از این دنیای بی سر و ته
دو کامنت قبلی ات مرا ترساند و دیگر هیچ کامنتی را در جوابت تایید نکردم اما این کامنتت دلم را سوزاند
گفتی "موضع رسمی نظام در بارهء شهید چمران مشخصه ، حالا نویسندهء وبلاگی با هر شغلی و هر مرام فکری ، از هر کسی نقل قولی کرده باشه ، دلیل نمیشه که تو بیایی هر چی دلت می خواد بنویسی . "
نخست آن که من هرچه خواستم ننوشتم و فقط به جزء با اسامی آنها که این کار را کرده بودند و میکنند اعتراض کردم
لختی کلمات استدلالی را که گفتی جایگزین میکنم و از جانب فتنه گران عرضه میدارم
به جای "نظام" مینویسم "لولک" و به جای "شهید چمران" مینویسم "اسلام" به جای "نویسنده وبلاگی با هر شغلی و هرمرام فکری" مینویسم "یک از خدا بی خبری" به جای "از هر کسی نقل قولی کرده باشه " به قول شما می نویسم "در روز قدس توهین به اسلام کرده"
حالا بیا با هم بخوانیمش
"موضع رسمی لولک درباره اسلام مشخصه حالا یک از خدا بی خبری در روز قدس توهین به اسلام کرده دلیل نمیشه که تو بیایی هر چی دلت می خواد بنویسی "
از این بگذریم که تحلیلها و مصاحبه های این آقا با پول بیت المال میشود ویژه نامه های ۲۰۰ صفحه ای رمز عبور
می بینی کارشناس
اگر منطقی که میگویی اشتباه باشد هر دو اشتباه است و اگر درست هر دو درست...
گفتی" همونجوری که عقدهء تو از حبس ات ، یادت نمیره و چون می دونی ما از حقایق اون روزها حرفی نمی زنیم ، چهار اسبه داری می تازی و دو دونگ از انقلاب و جنگ و ... رو مال خودت می دونی ، جلال الدین فارسی هم عقده اش از ریاست جمهوری اول هنوز از بین نرفته . ( این نظر شخصیه منه ) "
کدام حقایق را میدانم و تو نمیگویی؟ این که فلانی لواط کار بوده؟ این که فلانی دزد کارائیب بوده؟ این که فلانی جاسوس بوده؟ این که به گردان حمله کرده اند؟ این که نه غزه گفته اند؟ این که ... اینها را که همه جا میشنویم و تو خود چندین بار اینجا بیان کردی و منم هیچ نگفتم
اگر درباره شخص خود من میخواهی بگویی که جرمهایم در دادنامه دو تا بود یکی که واسطه دعوت به تجمع بهارستان بودم و دیگری اینکه بیانیه انجمن اسلامی در اعتراض به حمله به کوی دانشگاه در ایمیلهایم موجود بود
اینها را که بارها و بارها با اضافاتی نظیر جعل نامه سپاه و توهین به اسلام و رهبری در سایتها و روزنامه ها برایم نوشتید...
میخواهی از اشک ریختنهایم بگویی از ننه من غریبم هایم بگویی آری من اشتباه کردم هنوز هم میگویم اشتباه کردم چرا که در انتخابات خودم نبودم اشتباه کردم چرا که از روز اول گمان میکردم همه با صداقت دنبال حقیقتیم و گمان نمیکردم صداقتم بشود دلیل بر زیرکی ام...
چهار اسبه نمیتازم دو دونگ از انقلاب هم مال خودم نمیدانم اما مال شما هم نمیدانم همانقدر که من در بین هم نسلی هایم صاحب این انقلاب هستم شما هم در بین هم نسلی هایتان صاحب انقلاب هستی اما از این میترسم که در این روزگار اینقدر این شش دانگ انقلابتان را به حراج بگذارید ( به اشخاص کاری ندارم هر کدامتان به نحوی لولک و بولک به طریقی و فارسی و امثالهم به طریقی و دیگران هم به طریقی دیگر) که دیگر هیچ برای نسل من نماند
در مورد بعدی هم شگفت انگیز است که نظر من و امثال من در این مورد خاص کاملا منطبق با نظر شماست اما مخالف با نظر شبکه ایران است که مصاحبه میکند و ستایشش میکند و از قول او دلیل کناررفتن از انتخابات دوره اولش را ولایت پذیری! میداند و بعد از آن هم رسانه هایی معتقد به اصول! مثل جهان نیوز با ذوق و شوق انتشارش میدهند.
گفتی "برفرض که روزنامهء ایران هم این مطلب رو زد . اونهم حرف مفت زده . اونهم موضع نظام رو در این مورد نداره . اون هم مثل تو و نویسندهء وبلاگ امت حزب ا... بیخود کرده که این رو بزنه ! تو روزهایی که باید دنبال وحدت و آرامش باشیم ، همین مونده که بیایم رو چیزایی کار کنیم که اثبات و ردش جز وقت تلف کنی و تفرقه اثری نداره "
مشکل من با همین جای کار است که فقط آنجا که دیگر مشکل غیر قابل انکار باشد می آیید و میگویید اشتباه کرده و دیگر تمام..
بیا همین وبلاگ را ببین
بگذار اینبار من با قانون شما بر مقایسه با پرونده خودم محاکمه اش کنم
مطلب فارسی را که خود اذعان کردی که فعالیت تبلیغی بر ضد نظام کرده
تازه فعالیت تبلیغی که من کرده بودم در اعتراض به حمله به کویی بود که خود آقا هم آن را اشتباه دانست
اما نظرت را جلب میکنم به پست شماره ۱۹۳ وبلاگش
"بنا به اخبار رسیده امروز در مقابل منزل کروبی تجمعی بر پا خواهد شد در این تجمع نسبت به رویکرد کروبی اعتراض خواهد شد. منزل کروبی واقع در نیاوران کوی سعیدی است.
همکنون نیز این تجمع اغاز شده
اولین منبع ارسال کننده این خبر امت حزب الله است."
تازه بعد از این پست هم گزارش لحظه به لحظه داده
این لحن ها برایت یادآور چیست ؟ برای من که یادآور خیلی اشتباهات است
این هم که شد اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت !
تازه اینها الان مشهود است که نه شنودش کرده ایم ونه رفته ایم ایمیلها و کامپیوترهایش را وارسی کنیم شاید با دختری چیزی عکسی داشته باشد یا اقدام دیگری کرده باشد
میبینی کارشناس او برای این مصاحبه ها و پستها توبیخ که نمیشود هیچ پول هم میگیرد
این را نگفتم که بخواهم برای کسی پرونده بسازم چون خودم نیز از این پرونده سازی ها ناراضی ام
اما مانده ام این چه روزگاریست که این کارهایی که شما میگویی غلط و حرف هایی که میگویی مفت را راحت میکنند و می زنند. این چه روزگاریست که احمدی نژاد و علی الخصوص مشایی که دیگر همه میدانیم قضیه از چه قرار است هر چه میخواهند میکنند ...
گفتی" گفتم وحدت ، یاد پستهای تو در مورد تلاش برای بازگشت وحدت و آرامش افتادم !!!!!!!!!!"
آری من میگویم وحدت اما اگر از نگاه شما وحدت در آشتی میان مخالفین مشایی و احمدی نژاد و موافقین آنهاست ( حالا شما بگو سیاه نمایی میکنم )اما من وقتی در جامعه زندگی میکنم مشکل امروز دو دستگی در بین مردم را مخالفت و موافقت با مشایی و امثالهم نمی بینم که اصلا امثال او محلی از اعراب ندارند
من به جرأت نداشته ام میگویم من اگر اعتراض میکنم به قصد تهمت پراکنی نیست به قصد اعتراض به تهمت پراکنیست میخواهم به هر طریقی که شده این فضای لجن پراکنی جمع شود
در این اتفاقات هرکدام از ما با هر نگرشی هم مظلوم بودیم و هم ظالم.
اگر ادامه یابد این فضا در مظلومیتمان گروه دیگر از ایرانیان را که به ما ظلم کرده اند نفرین میکنیم و در ظلممان مورد نفرین آن گروه دیگر قرار میگیریم و در آخر همه نابود میشویم و چیزی نمیماند از همه چیزمان ...
مرا ببخش اگر ...
اینکه چمران روابط خوبی با امام موسی صدر داشت و میان امام موسی صدر و امام خمینی اختلاف نظر است مساله غریبی نیست مشکل از این نویسنده بی اطلاع است که اکنون که با حقیقت روبرو شده ناراحت شده و بر تعصب خود تاکید می کند
دوست عزیز از پوست تعصب بیرون بیا و تاریخ را واقعا بخوان
شاه به امام موسی صدر کمک می کرد و چمران هم ادم او بود در لبنان و حتی زنش هم لبنانی است.... امام خمینی هم در ایران با شاه می جنگید میشه این دو نفر ابشون توی یه جوی آب بره؟
میبینی کارشناس
نمیخواستم این کامنت را تایید کنم
اما ببین که خیلی هم بدشان نمی آید چمران را بزنند
حیف داره کم کم همه چیز نابود میشه تا چند ساله دیگه نه یاد چمرانی هست نه همتی نه زین الدینی نه....
آقای کارشناس انقلاب و ارزش هاشو دارن با همین مسائل به نظر کوچیک که برای شما تایید و رد کردنش اهمیتی نداره نابود می کنن...
واویلا چه خبره !!!
اقای کارشناس ، من کلا با حرفهات موافقم حالا شاید در جزئیات اندکی عقل لازم داشته باشم (( که به قول خودت برای ادم چیز خوبیه ))، اما به نظر خودت یه خورده تند نرفتی ؟ هرچی باشه شما از موضع بالاتر و قدرت بیشتری نسبت به علیرضا برخورداری ، مخصوصا که گذرش به دباغی شما افتاده!! یه خورده باید در قبال بعضی از افراد سعه صدر به خرج داد ، انشاءالله .
اما...
علیرضای سپید وسیاه!
شاید تعجب کنی بعد از حرفهایی که هر باره به من زدی چطور بازم میام پیشت !!! ولی من اصلا به دل نمیگیرم چرا که با شما و مثل شما خیلی برخورد دارم .
علیرضا میدونی مشکل کجاست ؟؟؟ متاسفانه لجبازیه ! عدم اعتقاد به کار گروهیه ، توی اون پستی که ازت انتقاد کردم بسیار ، و منتشر نکردی اصلا، گفتم که همه چیز و برای خودتون می خواین و دوست دارین همه مثل شما فکر کنند به قول معروف دیگی که برای شما نجوشه بهتره سر ... توش بجوشه !
اگر مردم مطابق شما فکر کنند به به حماسه شده و میزان رای ملته ! ولی اگر بر خلاف امیال شما - که نه شما بلکه از شما بهتران- نظری داشته باشند ، همون بهتر که اشوب و لشگر کشی باشه !!! با هر بهونه ی بی بهونه ایی!!! البته با کمال احترام و ادب به شما ، عقیده دارم تو این وسط فقط شما و امثال شمایید که ضرر میکنید و بالا دستی های شما در کمال ارامش نغع بری می کنند از زجر شما ... نمومه که نمی خوای ؟؟ می خوای ؟؟؟
من باور نمی کنم و تا ابد نیز برایم قابل باور نیست که بگویی قلبا دلت برای چمران و امام و... سوخت که این مطلب را کار کردی . که اگر به اندازه ی سر سوزنی دلسوز برای این خاک بودید ، عزم بر بی ابرویی این مملکت نمی کردی -البته نتوانستید و نتوانید -
حال یه رحمانی نامی رمز عبور دراورده ، برای چهار تا نور چشم امید غربی - نگو قبول نداری که اونوقت به قولش عقل هم چیز خوبیه - دیگه شما چرا از چمران و ریش خودت و فارسی و مشایی و احمدی نژاد مایه میگزاری !!!؟؟؟ رک و راست بیا بگو من از این رمز عبور به خاطر اینکه به محبوب من چیز گفته خوشم نمیاد ! یا اصلا منطقی و درست اونو نقد کن دیگه چرا براش پرونده میسازی ؟؟؟ از جلسات شبانه و جلسات چی میخوای ؟؟؟ چرا اسمون ریسمون میکنی !
به قول قدیمیا مرد باش و حرف خودت رو بزن مردونه .
نمی دونم اینو انتشار می دی یا نه ؟؟؟ ولی لااقل بدون استفاده ازکلمات ناجور --مثل سابق -- یه خورده فکر کن .اندکی ، لطفا
نخست آنکه من فقط با لیبل سپیدوسیاه نظر میدهم و علیرضا من نیستم.
به همان دلیل کامنتی که دفعه پیش دادی و احساس میکنم منطق خاصی بر گفتمان میان من و شما حاکم نیست و در ضمن چون از منظر قانونی حرفهای شما برایتان ثواب است و جوابی که من بدهم برایم کباب پاسخی نمیدهم اما جمله ای گفتی که برایم سنگین آمد
گفتی: "من باور نمی کنم و تا ابد نیز برایم قابل باور نیست که بگویی قلبا دلت برای چمران و امام و...
بگذریم این را هم جواب نمیدهم
الله اعلم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام
همانطور که خودت گفتی اطلاعی از جنگ نداری همانطور که نگفتی در رابطه با مسائل لبنان و فلسطین هم بیسوادی
تازه فکرکنم سواد خواندن و نوشتنت هم ایراد داره اسمش محمداست نه مهدی
حالا با این سواد داغونت و ادعای دروغین اطلاع رسانی ازاد چطور دیگران را نقد میکنی شرط میبندم که اصلا مجموعه رمز عبور را هم کامل مطالعه نکردی والا ۲ زار سئادت بیشتر میشد
برادر عزیز که خود را عاقل نامیده ای و خود بهتر از هرکسی اسم خود را میدانی
با آن حال خرابی که دیشب داشتم همین مهدی هم خیلی هست که توانستم بنویسم
اصلا من نفهم و شما دانای کل که همه چیز از جنگ میدانی
لطفا اگر میخواهید از این قبیل لجن پراکنی ها کنید اگر ضد انقلابید که اصلا مرا با شما حرفی نیست اما اگر داعیه انقلاب دارید حداقل اسم خود را ولایتمدار نگذارید
حداقل بروید سخنان آقا را پیرامون دکتر چمران بخوانید
سلام
افسوس ! افسوس که نیاموختی ! افسوس که نعمت خدا در حق خودت را ندیدی و نمی بینی و شکرانه نمی کنی ! افسوس که لجاجت و بیهوده گویی عقل از تو ربوده ! افسوس که عقدهء حبس اینگونه روحت را مسموم کرده ! افسوس که لفاظی و زیبا نویسی را ، با درست نویسی اشتباه گرفتی ! افسوس که حتی صدای امیر مومنان را نمی شنوی که فرمود " در روزگار فتنه ، نه پشتی برای سواری دادن و نه پستانی برای دوشیدن داشته باش " ، و تو همچنان آمادهء سواری دادن و شیر نوشانیدن به کسانی ! زهرشان باد ! اینگونه باد !
اصل ماجرا این است : نویسندهء وبلاگی ، با کاندید حذف شدهء ریاست جمهوری اول ، که بر خلاف ادعایش ، نه از سر ولایت پذیری بلکه بدلیل پافشاری امام ( ره ) ، از دور رقابت حذف شد و هنوز دلش شفا نگرفته مصاحبه ایی کرده و او نیز چیزهایی درخصوص شهید چمرانِ بزرگ گفته و نویسنده وعده داده که در روزنامهء ایران بچاپاندش ! خب ! که چی ؟ همه و حتی مخالفان ، هم گوینده را می شناسند و هم شهید چمران را ... مه فشاند نور و سگ عو عو کند ... و بر دامن کبریایش ننشیند گرد و ...
این بهانه ایی شده برای تو که بیایی و مجدداً فریاد واشهیدا و وا انقلابا سر دهی ؟ و مجدداً اسم نامقدس آن دو ( پت و مت را می گویم ) بیاوری ؟ و لفاظی کنی و کلماتی را جایگزینی کنی و بگویی آهای مردم ! ببینید من چقدر قشنگ به جای توهین به چمران ، توهین به اسلام در روز قدس را گذاشتم و نتیجه قشنگ گرفتم ؟ نه عزیز ! خود شهید چمران هم ، توهین به خودش را با توهین به اسلام در روز قدس برابر نمی داند . و توی دهانش می زنم که به اسلام آنهم در روز قدس توهین کند .
بخدا دروغ می گویی که درد دین و شهید داری . دوستانت و همکیشانت ، هر آنچه در طول سی و یک سال انقلاب اندوخته شد ، زیر سئوال بردند و ناراحت نشدی ! هر آنچه که لایق خانواده شان بود به ولی فقیه گفتند و بر آشفته نشدی ! به حضرت امام ( که پدر و مادر و جانم به فدایش باد ) جسارت کردند و تو یک پست هم در مخالفت ننوشتی ! تازه گفتند و گفتید که خودشان بودند !!! زهی حماقت !
هان ! تو را چه شده ؟ نه بخدا قسم دروغ می گویی که غمناک شهیدانی ! آن پیر ساده لوح و رقیب آراء باطله ، بر سر جنگ قدرت ، آبروی ایران و ایرانی را برد و کف زدید و شجاعش خواندید و تو فریاد سر ندادی ! سربازان گمنام را که از قبل تلاششان ، منافع خود و خانواده اش نیز حفظ شده ، متجاوزین به نوامیس خواند و در اثباتش همچون ... در گل ماند و تو با چشمان خودت ، حقیقت بود و نبود تجاوز را دیدی و دم فروبستی و اعتراضش نکردی ! حکومت اسلامی که به قول امامی که ادعایش را داری ، از احکام اولیه است و مقدم بر احکام ثانویه ایی چون نماز و حج و روزه ، زیر سئوال بردند و لت زدند و جمهوری ایرانی اش را آرزو کردند و تو برافروخته نشدی !
منافقین و بهائی ها و سلطنت طلبها برایتان دست زدند و تو در حد دو سه خط ننوشتی که به شما مربوط نیست و خم به ابرو نیاوردی . در عوض ، لجوجانه و کودکانه ، در مورد " دو انگشت رو به بالا " پست می نویسی و فرار مردم از ریش و ربنای شجریان و ...
باز هم بگویم ؟ از کدام بی آبرویتان بگویم که تو به خاطرش ناراحت نشدی ؟ از کدام بی غیرتی دینی تان بگویم ؟ از کدام نعل وارونه زدن و پوستین وارونه پوشیدنتان بگویم که تو بابتش غمین نشدی ؟
عقدهء حبس روحت را گرفتار کرده . می دانم ! که آن حادثه ای بس سهمگین و غریب است . افسوس که لطف خدا را در حق خودت نمی بینی . افسوس که از خجالت دعوت مردم به محشر بهارستان در آن روز نحس و سپس با تکذیبی دامان خود را پاک کردن ، پند نمیگیری و وقت توبه و طلب بخشایش و تشکر از لطف خداوند را صرف نوشتن اباطیل می کنی . وای بر تو اگر قطره ایی خون چکیده از بینی کسی در آن روز شوم ، سهم تو باشد ! وای بر دنیا و آخرتت اگر سهمی از درد و رنج و وحشت آن روز در بهارستان از هر کسی ، از هر طرف ، به گردن تو باشد . وای بر تو !
تو برای من از شهید و توهین به شهید می گویی ؟! حتماً شوخی می کنی ! تو ناراحت ولایت و نظامی ؟ عجبا ! یادت هست که چند سال پیش ولی فقیه ات فرمود : زندانی شدن در جمهوری اسلامی افتخاری ندارد ؟
محتشم گفت " "من باور نمی کنم و تا ابد نیز برایم قابل باور نیست که بگویی قلبا دلت برای چمران و امام و... "
من دهان محتشم را می بوسم . منهم باور نمی کنم . بخدا دروغ می گویی و خود را می فریبی .
بیدار شو ، لطف خدا را در حق خودت ببین ! خود را از آغوش خدا به بیرون نیانداز ! یادت هست زیر ناودان طلا از خدا چه خواستی و خدا لختی بعد به تو چه داد ؟ بیاندیش که دعایت را چه سان اجابت کرد ؟ چرا می گذاری لجاجت تیره اش کند ؟ به خود بیا . دوست داری از جمله کسانی باشی که بهشان بگویم :
شما در جهنم بیشمارید !
خیلی باحالی کارشناس....
گنه کرد به بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری
خداییش اونقدی که از دست علیرضا شاکی شدی، واسه اون طرفم توپ و تشر زدی؟
در رابطه با اینکه گفتی و مکرر تکرار کردی که مطمئنی که مخالفای شما درد دین ندارن و درد انقلاب ندارن و حب نظام ندارن، باید بگم که: آفرین! احسنت! مبارک باد بر تو این مسلمونی!
آقای کارشناس ما سرتاپا اشتباه و گناه و جهنمی، و تو داننده ی همه چیز و صحیح و درست، تمام این ها که گفتی بر فرض صحیح، جوابت بر گفته های سپید و سیاه چیست؟
سپید و سیاه خواهش می کنم دیگه به این پست آقای کارشناس (که با چشم تعصب اصلا متن تو را نخواند و به آن جواب نداد و فقط چشمش را بست و هرآنچه از تهمت و ناسزا به دهانش درآمد داد)جواب نده، که بحث با این جماعت مجددا عاملی می شود برای پرونده سازی برایت، سکوت در برابر اینان و واگذار کردنشان به خدا و روز قیامت تنها کاریست که باید کرد.
خداوند خودش در برابر اینان از دین اسلام دفاع خواهد کرد.
"انا نحن نزلنا الذکر و انا لحو لحافظون"
جناب سپید وسیاه...
چنان داری با آرامش می گی که جرم من دعوت بع تجمع میدان بهارستان بوده، که انگار چیزی نیست... گند زدین به مملکت و همه چی رو به هم زدین حالا اومدی واسه یهمقاله پست می ذاری؟؟؟؟کجا بودی اون روزا که به همه چی اهانت شد، در مورد سوار نکردن افراد ریش دار به تاکسی هم در پست های قبلی گفته بودی، کجا بودی اون موقع که هم تفکران شما هر بچه حزب اللهی ریشو رو می دیدن می گرفتن می زدن هان؟؟؟ کجا بودی؟؟؟؟؟؟؟
شما این مملکت رو ربختی به هم حالا هم با چنان آرامشی داری می گی دعوت به تجمع بهارستان که انگار چیزی نیست...تو دلت برای خودت هم نمی سوزه...عقده داری عقده!!!!
برادر حزب ا... پیاده شوید با هم برویم عزیز!
داستان بهارستان که ۴ سال از ۵ سال حبسی که برایم بریدند به خاطر آن بود اصلا دعوت به تجمع نبود
بحث بر سر خبری بود که قرار بوده مهندس موسوی(برای اینکه شائبه حمایت پیش نیاد آقای لولک!) در جایی حاضر شوند و بعد از یک روز این تصمیم عوض شده و تکذیبیه اش هم صادر شده
اینها را از این باب نگفتم که از عملی دفاع کرده باشم (که هیچ جایی هم نبود که بتوانم از اتهام به خودم دفاع کنم) اما آن رویداد منجر به تجمعی شد حالا عده ای برداشت میکنند که عده دومی برنامه داشته اند و این بازیشان بوده من میگویم اگر منظورتان از عده دوم شخص من بودم میگویم خیر! برنامه ای نبوده اگر منظور کس دیگریست که اگر هم بوده بنده بی خبر بودم
در کل بگذریم اگر واقعا گمان میکنید با اینکه من بگویم "آخ آخ اشتباه کردم" همه چیز درست میشود میگویم "آخ آخ من اشتباه کردم"
این را در تلویزیون هم گفتم
آیا همه چیز درست شد؟
اولا که من همینجا میگویم هم تفکران من هیچ کسی را نزدند که اگر کسی هم زده باشد مطمئنن هم تفکر من نیست حتی دوست من هم نیست
بنده بیش از آنکه در جریان سبز دوستانی داشته باشم در طرفداران ولایت که جای خود دارند در طرفداران احمدی نژاد هم دوستانی دارم
اما اگر هرکدام از اینها هم آمده باشند و زده باشند دیگر جزو دوستان من نیستند
کما اینکه در زدن هم که چه کسی چه کسی را زده " آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است"
حالا شما بگو آنها فلان کرده بودند که زدنشان حقشان بوده خوب آنها هم میگویند بالعکس شما فلان کردید که ...
این حرفها را گفتم اما از گفتن این حرفهایم ناراحتم چرا که معتقدم چاره باز کردن گره امروز جامعه ما زدن این حرفها نیست ( حالا اگر معتقدید اصلا گره ای موجود نیست و یا اگر هست تنها باید با دهان بازش کرد مرا با شما حرفی نیست )
جناب "حزب الله" که فقط اسم حزب خدا رو به خیال خودت یدک می کشی و لاغیر.
یکی از دوستانت رو بیار متن خودت رو بخونه، ازش بپرس چه کسی عقده پیدا کرده است؟همین امثال شما بودید که ریختید توی کوی دانشگاه تا عقده هاتون را تسکین بدهید و خودتون فیلم گرفتید تا پخش شه. قصد توهین ندارم، فقط می خوام خودت رو تو آیینه ببینی.
و نکته خیلی قشنگ این نظرهای دوستان مخالف همه نشان از عدم توانایی در پاسخگویی به صحبت های سپید و سیاه و در نتیجه روی آوردن به توهین و شلوغ بازی!!! واقعا خودتون دقت کردید به جای صحبت منطقی و پاسخگو بودن فقط دارید بی احترامی می کنید، این اسلامتون هست؟؟؟؟؟
کارشناس و محتشم مطمئن باشید من دیگر در این فضا و روزگار نه کار سیاسی میکنم و حتی بادید سیاسی چیزی مینویسم
اما آغاز امسال پس از سختیهایی که ۸۸ برایم داشت قرآن را به قصد استخاره گشودم و آیه ای خواندم
روزی هم که احضاریه به زندانم آمد در حالی که اشک میریختم در نمازخانه دانشکده قرآن دیگری را به قصد استخاره باز کردم هر دو
بار این آیه آغاز صفحه ای بود که باز شد:
صفحه ۳۵۱
آیه ۱۱ سوره مبارکه نور
إِنَّ الَّذِینَ جَاؤُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِّنکُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّکُم بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِی تَوَلَّى کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ «۱۱»
به یقین کسانى که آن تهمت را زدند ، گروهى از خود شما بودند ، آن را براى خود شرّى مپندارید ، بلکه آن براى شما خیر است ، براى هر مردى از آنان کیفرى به میزان گناهى است که مرتکب شده ، و آن کس که بخش عمده آن را بر عهده گرفته است ، برایش عذابى بزرگ است .
هر دو شما یک حرف زدید و هردوتان را به خداوندم واگذار میکنم
یا حق
چه جالبه !! خیلی زیبا با مسائل کنار میایید((یه نکته ادم باید به مخالفش احترام بگذارد و لااقل نظراتشو بذاره ))
۱-اتفاقا اینبار گنه کرد در بلخ اهنگری ، نه تنها توی شوشتر بلکه عده ایی در تمام شهرهای جهان برای گناهکار دست زدندو پایکوبی کردن و تازه به مالباخته فحش دادند و ناسزا گفتند و ... دزدان نابکار بعد ازاین که مچشان باز شده به دم خروس نگاه می کنه و قسم به حضرت عباس می خوره که من دلم بابت شهرو ابادی و دهات می سوزه و ای وای صاحب خانه و دین ودیانت. واویلتا دین ، واسفا مذهب و انالغریب و انا مضلوم ...
عزیزان کجای کارید شما تشت رسواییتون بد افتاده ، به مثال غرق شده می مانید که برای نجات از طوفان خشم مردم به هر چیزی چنگ میندازید ! یه روز به اسلام و امام و ولایت و روز بعد بر اسلام و امام و ... مرگ و... نثار میکنید ! در انتها در کمال بی پروایی صحبت از ایه های قرانی میکنید ، که به منافق صفتانی چون ... از کفار بدتر میگوید.
در عجبم ازاین بلاهت و خود فریبی !!!
۲-چه زیبا گفت حسین مظلوم که شما در عزای عاشقانش کف زنان و هلهله کشان بر اصلش فریاد مرگ سر دادید ! که ای مردم اگر دین ندارید لا اقل ازاد مرد باشید، علیرضا ، فراز، امیر بیایید ازاد مردانه بر همه کرده ها و گفته های خودمان قضاوت کنیم .
۳- اقای کارشناس بعضی وقتها ادم به بعضی از ایه های خدا پی میبره که گویی بر چشمها و گوشهایشان قفل زده شده است .
۴-نکته جالب اینه که اینها همونطور در مورد نتیجه روز جزا و حساب و کتاب خدا با اطمینان سخن میگویند که در مورد نتیجه رای گیری میگفتند !!! گویی در خدمت خدا پیشاپیش حکم صادر و به ملائک تقدیم می کنند برای بندگان
. چه محشری میشه صحرای محشر !!! اگر برخلاف نظر اینها حکم در بیاید فقط فکرش و بکنید ...(؛
کارشناس عزیز در مورد اتهامات کوچکت هم بنده بارها گفته ام که وبلاگم ازدیماه آغاز به کار کرد که نه در زمان عاشورا وبلاگ داشتم و نه قدس و نه پاره کردن عکس امام که اتفاقا ۲۳ آذر ماه از برگزار کنندگان مراسمی در اعتراض به اهانت به عکس امام بودم
نماز و روزه هم جزو احکام اولیه هستند نه ثانویه (که البته اینجا موضوع بحث نیست)
اختلاف دیدگاه من با شما در این است که شما خود گفتید در جایگاهتان ۹۰ درصد فرض میکنید یک نفر مجرم است اما من اگر در جایگاه شما روزی قرار بگیرم ۹۹ درصد فرض میکنم مجرم نیست ...
البته من دیگر دلیلی برای ادامه بحث نمیبینم و این موضوع که بجای پاسخ دادن به مطالب اتهامی بزرگ
به من زدید برایم کافیست ...
و دیگر سکوت میکنم و همانطور که گفتم واگذار میکنم به یوم تبلی السرائر
یا حق
محتشم جان
احساس میکردم ضمیرت روشن تر از آن باشد که فکر میکردم اما چه احساس باطلی
نمیدانم چرا جوابهای شما از دایره چند کلیشه هیچ وقت بیرون نیست پاره کردن عکس امام و نه غزه نه لبنان و کف و سوت عاشورا!
بگذریم
در مورد نجات از طوفان خشم مردم هم خوب آمدی!
وای نمیدانی جامعه چقدر برایم سخت شده است ! هرکجا که میروم بر من خرده میگیرند! دیگر حتی جواب سلامم را هم نمیدهند!
حالا میخواهم خود را نجات دهم از این توده خشم مردم! آمده ام اینجا مینویسم!
اشتباه نکن هیچ مقصودی از این گفته ام نداشتم
اما بهتر است اگر در جامعه قدم میزنیم ضمیرمان را روشن تر کنیم
و الا مطمئن باش که تحلیل هایی که بخواهد پایه اش قانع کردن خودتان با این کلیشه ها و خشم توده مردم باشد خودتان را غرق نکند قطعا جامعه را نجات نخواهد داد...
حرفم دیگرتمام است
یادش به خیر احساس میکنم ادامه حرفهایم با شما شده مانند بحث شبانه ام با مسئول برق مسجد النبی که بحث بر سر مقایسه جایگاه امام حسین (ع) و موسی(ع) بود که پس از ۳-۴ ساعت بحث پیاپی هیچ نتیجه ای نداد چون او هم مانند شما وارد این فضاها میشد که شما علی را خدا میدانید و با بالا آوردن دستهایتان پس از سلام نماز میگویید خان جبریل(جبرئیل خیانت کرد که وحی را به علی نداد) و با این حرفها خود را قانع میکرد حالا هر چقدر هم که من استدلال میکردم و میگفتم در اشتباهی اثری نداشت.
بگذریم
ما با خدا معامله کرده ایم شما هم ظاهرا با خدا شما لابد عقیده دارید که خداوند ما را به این گناهان میگیرد و صبح و شب نفرین و فحشتان برپاست
بروید با افتخار برای خدایتان بگویید کاری کردید که هزاران نفر از دین بریدند
من هم میروم برای خدایم میگویم که با همین وبلاگم چندین نفر را که بریده بودند برگرداندم
ما هم به خدای خود عقیده داریم که البته مثل شما برای خود نمیخواهیمش انشاءالله شما هم در آن دنیا سرفراز باشید ...
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیمٌ
التماس دعا
یا حق
(ادامه این بحث هایمان بماند روز جزا انشاءا...( البته جزای اخروی نه در زندان دنیوی! ) که بتوانیم با استناد سخن بگوییم . این را گفتم که دیگر ادامه ندهید و نیایید اتهاماتی بزنید ...
دیگر سیاسی گویی تمام
از دوستانی هم که به علت جلوگیری از فعالیت تبلیغی کامنتشان را تایید نکردم عذر خواهی میکنم ظاهرا این روزها فقط مجبورم کامنت محتشم و کارشناس و حزب الله را تایید کنم...
سلام،درمورد جلال الدین فارسی باید بگم بخاطر اینکه اصالتا افغانی بود در انتخابات ریاست جمهوری دور اول رد صلاحیت شد.جریان جنایت قتل در ساوجبلاغ ایشان هم که در تمام روزنامه ها چاپ شد. خب یه چنین آدمی وقتی درباره شهید والامقام وعارفی چون چمران خزعبلات بگه آدم یاد اون شعر میافته که"ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست".با مطلب مردان ومرد نمایان در http://basiji-sabz۲.blogspot.com/۲۰۱۰/۰۹/blog-post_۲۲.html در همین مورد به روزم.
این روز ها ظاهرا همه چیز دست آویز شده. مرده شور این مدرنیته را ببرد!
خیلی دوست داااااااااارم اقا علیرضا!دست مریزاد
ایشالا همیشه موفق باشی
یا علی
یا حق
سلام دوست من
به من بگو این جریان به چه چیز رحم می کند !!!
البته با توجه به سابقه زنده یاد دکتر چمران در هم نشینی و مصاحبت و همراهی با زنده یاد مهندس بازرگان اگر این جریان از چمران تعریف می کرد تعجب داشت !!
سبز باشی
حق نگهدارت
همه مطلبت یه طرف اخرش یه طرف دیگه........دلم یه دونه از اون حاجی های بی بازگشتو میخواد انسانی ارمیایی...
شما رو به خدا میشه فقط دست از این تصاحب شهدا بردارین و هرکدوم راه خودتونو برین .
ارزش چمران به ذات و شخصیت خودشه نه پیروی از فلان و بهمان.
مهندس فقط می تونم بگم
بسم الله الرحمن الرحیم
والعصر.ان الانسان لفی خسر.الّا اللذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
این صبرش خیلی مهمه
ائمه شیعه ببین چه ها کشیدند
نمی دونم از امام سجاد چی خوندی ولی این مصیبتهای بعد از برگشتن به مدینه با صحیفه سجادیه عجب سازگاری دارد
سلام
خدا قوت
دنبال همچین سایتی می گشتم . موفق باشید.
لینک شدید