در جایی خواندم مرد زاهدی در کوهستانی زندگی می کرد. کنار چشمه ای نشست تا آبی بنوشد و خستگی در کند. سنگ زیبای درون چشمه دید، آن را برداشت و در خورجینش گذاشت و به راهش ادامه داد.
در راه به مسافری برخورد که از شدت گرسنگی به حالت ضعف افتاده بود. کنار او نشست و از داخل خورجینش نان بیرون آورد و به اوداد. مرد گرسنه هنگام خوردن نان چشمش به سنگ گرانبهای درون خورجین افتاد. نگاهی به زاهد کرد و گفت:
آیا آن سنگ را به من می دهی؟
زاهد بی درنگ سنگ را درآورد و به او داد. مسافر از خوشحالی در پوست خود نمی نگجید. او می دانست که این سنگ آن قدر قیمتی است که با فروش آن می تواند تا آخر عمر در رفاه زندگی کند. بنابراین سنگ را برداشت و با عجله به طرف شهر حرکت کرد.
چند روز بعد همان مسافر نزد زاهد در کوهستان برگشت و تا او را دید به او گفت:
من خیلی فکر کردم تو با این که می دانستی این سنگ چقدر ارزش دارد خیلی راحت آن را به من هدیه کردی. بعد دست در جیبش برد و سنگ را در آورد و گفت:
من این سنگ را به تو بر می گردانم ولی در عو ض چیز گرانبهای دیگری از تو می خواهم.
به من یاد بده که چگونه می توانم مثل تو باشم!
ودر ادامه فرازی از نامه علی (ع) به مالک:
ای مالک: مهربانى به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعاردل خود ساز.چونان حیوانى درنده مباش که خوردنشان را غنیمتشمارى،زیراآنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش.از آنها خطاهاسر خواهد زد و علتهایى عارضشان خواهد شد و،بعمد یا خطا،لغزشهایى کنند،پس،از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده،همانگونه که دوست دارى که خداوندنیز از عفو و بخشایش خود تو را نصیب دهد.زیرا تو برتر از آنها هستى و،آنکه تو را بر آن سرزمین ولایت داده،برتر از توست و خداوند برتر از کسى استکه تو را ولایت داده است.ساختن کارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزمودهاست
خیلی زیبا بود . جنبه ی آموزنده ای داشت و می دونید بعد از اینکه خوندم این متن رو یه لحظه خودم رو به جای اون زاهد گذاشتم با فرق اینکه در جامعه امروز قرار داریم , هر کاری که کردم نمی توانستم اون سنگ رو به طرف مقابل بدهم . تو این روزگار یعنی واقعآ بعد از اینکه چیز با ارزشی به کسی بدی , طرف مقابلت میاد و این چیزو بهت بر گردونه و بگه عوض این چیز گران بها به من چگونه بخشاینده بودن رو بیاموز ؟؟؟
نمی دونم من کجام و آن زاهد کجا !!
یا بهتر بگم اندر خم یک یک کوچه ام !!!
البته اگر من بخشنده نباشم یقینآ طرف مقابل هم این گونه نخواهد بود ؟؟
من کم آوردم !!
امیدوارم آن کس که باید بفهمد درک کند
با خوندن این متن از عمق وجود آرزو کردم خدا معرفت مرد گرسنه رو نصیبم کنه که آرزوهای بزرگ و خواستههای والا داشته باشم!
سلام.پیشاپیش عیدسعید بندگی رابه شما دوست ارزشی تبریک میگویم.
متوجه شدم!فطریه امسال را به خاطر حذف بخشی ازیارانه ها پروپیمون میپردازیم.
انشاال..خداقبول کند.
سلام.
«دارد به خنده چشم جهان باز میشود یعنی که عید فطر تو آغاز میشود»
یک ماه راز و نیاز خالصانه، صمیمانه و بی واسطه با معبود،مبارکتان!
امیدآنکه همواره جشن دوستی شما با باشد.
سلام.
از بچگیتریم این جمله تو ذهنمه . خیلی هم دوسش دارم: عده ای برادران دینی تو اند و بقیه هم در آفرینش مانند تو. همونه که تو نوشتی. ایول.
راستی آدرس وبلاگمو عوض کردم ، اگه میشه تو لینکات تصحیحش کن. همون دهکده ممنوعم دیگه.
سلاااااام...
الهی! به ما آن ده که آن به