در فکر راه چاره ای هستم که همه ما ایرانیان دوباره بر سر سفره وحدت بنشینیم ...
لعنت خدا بر آنانیکه بذر نفاق را در میان مردم ما پاشیدند ...
30 مردادماه 1389
: علیرضا
بیشمار
30 مردادماه 1389
: علیرضا
بیشمار
30 مردادماه 1389
: مرضیه
etefaghan noorizad ham hamin pishnahad ro dad vali bordanesh
30 مردادماه 1389
: کارشناس
نع ! هر چی منتظر موندم تا یکی کامنت بذاره و من متهم به رصد عمدی و هدف دار وبلاگ علیرضا نشم ، نشد که نشد !
- خیلی بعید است که ماها دوباره سر سفره وحدت بشینیم . شکاف عظیمی که در بین طبقهء متوسط و فرو دست جامعه وجود داشت و در بین مسئولین مختلف جناحهای سیاسی مختلف وجود داشت ، به اقشار مختلف مردم تسری پیدا کرد و هر چه پائین تر آمد ؛ شدید تر شد .
می خواهید عمق و شدت این شکاف را دریابید ؟ نگاه کنید به خانواده های خود که در بین ۵ نفر از اعضاء یک خانواده یا ۱۰ نفر از دو خانواده ، پنجاه درصد همفکر نمی توانید بیابید .
انتشار افکار مسموم نسبت به همدیگر باز هم این اختلاف و شکاف را شدید تر کرده است و می کند :
تا وقتی ما ، سبزها را مشتی منحرف جنسی و مرفه بی درد بدانیم و تا وقتی که سبزها ، این طرفی ها را ، مثلاً مرا ، دگم و متجاوز به دختر و پسر و پیر و نوجوان بدانند ، این شکاف باقی و باقی و باقی خواهد ماند .
راه حل رفع این اختلاف بیشتر در دست زعمای قوم و بزرگتران است چرا که الناس علی دین ملوکهم
آنچه سهم ماست این است که تا می توانیم با یکدیگر حرف بزنیم و حرف بزنیم و حرف بزنیم و دنبال جواب سئوالها بگردیم نه اینکه دهان به طعن و فحش و ژاژ خائیدن یکدیگر باز کنیم
علی رغم میل باطنی :/ با سخن کارشناس موافقم ولی اما امیدوار هستم و هیچ وقت از امید و تلاشم دست بر نمیدارم
به قول دوستی همین که بزرگان در صحبتهایشان هنوز در خطابهای مستقیم از تلویح فراتر نرفته اند این خود روزنه امیدیست برای بازگشت...
31 مردادماه 1389
: محتشم
اقای کارشناس !! کجای این مسئله بد است که در یک خانواده نظرات گوناگونی وجود داشته باشد ؟ بعید می دونی سر سفره وحدت جمع بشیم !!! وحدت از این بهتر ؟ این نشانه ی بالندگی جامعه ماست ، نظرات متفاوت در میان دوستان ، همسران ، برادر و خواهر و... اوج شکوفایی و باعث افتخار جامعه است . اگر وحدت را به معنای نبود فکر و اندیشه متفاوت معنی میکنید سخت در اشتباهید وبا همین صغری ذهنی جامعه را پاره پاره میبینید و پاره پاره می کنید .
برادرم من به شما اطمینان میدهم نه سبزها شمارا دگم و متجاوز و... میدانند و نه مای دیگری سبزها را بی ... و مریض جنسی .!!!
انچه بیان کردید فقط از افکار شما نشات گرفته است . افکاری نه از سر خیر خواهی و دینداری ،بلکه از سر درک نادرست از واژها و باور ها و شاید هم به واسطه شغل خویش ...
گفتنی در این مورد زیاد است . تا بعد.
31 مردادماه 1389
: علیرضا
با سلام خدمت علیرضا که این روزها کامنتها براش مهمتر از نوشتن شده وشاید هم معتاد برادر بنویس برای ما بنویس مثل قدیما
اما برای برادر کارشناس برادر عزیز این برای هزارمین با شما خودت میگی وحدت دوباره اون خدکشتو برداشتی بین آدما مرز بندی کردیو سبز و قرمز راه انداختی بعد حکم دادی سبزا فلان هستند و قرمز ها اینجور خود شما داری حرف تو دهن حداقل خواننده های این وبلاگ میزاری کی چنین فکری نسبت به این ادما داره تعدادشون چقدر هست شمادیگه چرا حرف یک عده آدم بی سوادو تکرار میکنین واقعان شکاف ما سر جنسه؟؟؟؟
31 مردادماه 1389
: کارشناس
سلام دوستان
آقای محتشم عزیز
حرفهایتان را اصلاً قبول ندارم و می دانم که بسیاری از دوستان خوانندهء این وبلاگ نیز قبول ندارند :
۱- اتفاقی که بخصوص در یکسالهء اخیر در جامعه ما روی داده ، بیشتر به همان " پاره پاره " بودنِ مورد ادعای من شباهت دارد تا " اختلاف نظر " و نشانهء " اوج شکوفایی " مورد نظر شما !
آن چیزی که شما ادعایش را دارید ؛ فقط در یکماههء تبلیغات قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم اتفاق افتاد و همه لذت می بردیم از تفاوت نظر و رقابت شیرینی که در جامعه جاری و ساری شده بود و هر کسی برای کاندید خودش بحث و تبلیغ می کرد و نهایتاً با لبخندی یا حتی تائیدی از کنار مخالف می گذشت .
۲- اینکه نظر ما و سبزها نسبت به یکدیگر چیست ، احتیاج به تفسیر و تاویل من و شما ندارد . اگر در این یکساله در مریخ و ونوس هم زندگی کرده باشیم ، کافی است کامنتهای خوانندگان در همین وبلاگ را بخوانیم .
۳- قرار شد حرف بزنیم نه اینکه مثل شما در پاراگراف آخر ، به همدیگر توهین کنیم .
1 شهریورماه 1389
: مرضیه
ekhtelafe aghide be maniye adame vahdat nist,vagean ino nemidonestin??
1 شهریورماه 1389
: فراز
توی بحث بین محتشم و کارشناس متاسفانه باید بگم که من هم با کارشناس موافق ترم. توی این آشفته بازار جامعه امروز ما، من چیزی رو در حال شکوفایی نمی بینم.
اونی که آقای محتشم میگه مال وقتیه که تحمل صدای مخالف توی جامعه باشه و تضارب آرا داشته باشیم. امروز این چند صدای مال اینه هیچ طرفی زورش نمیرسه اونیکی رو خفه کنه. والا اگه دستش می رسید می کرد.
اینور و اونور هم نداره همه مثل همیم توی این مورد.... تعارف که نداریم!
پ.ن. "متاسفانه" واسه اینه که فکر نمیکردم هیچ وقت با یک "آقای کارشناس" موافق بشم. اما دنیای کوچیکیه... دیروز خواننده این وبلاگ شدم و امروز.... خدا عاقبت همه مونو بخیر کنه!
1 شهریورماه 1389
: محتشم
کارشناس عزیز، در چند مورد به مطالب شما پاسخ می دهم
۱- شما می فرمایید حرفهای من را قبول ندارید! خوب این حق طبیعی شماست ، ولی شما به چه استدلالی می فرمایید دیگران نیز قبول ندارند؟؟؟؟(( بعد از مطلب من تا مطلب شما هیچ مطلبی در رد حرف من نبود ))
۲- انچه در جامعه ما اتفاق افتا د اوج شکوفایی و بالندگی بود !! چرا؟؟ برادرم اگر حرف شما را قبول کنیم که بعد از انتخابات جامعه چند پاره شده است ، امروز ایران و ایرانی وجود نداشت ! انچه در پایان انتخابات و حوادث بعد از ان به وجود امد ناشی از متوهم شدن و زیادی خواهی عده ایی بود که در این میان از صداقت جوانان عاشق ایران استفاده کردند و اون مصائب را به وجود اوردند (( تازه همه ی این جوانان در این سو و ان سوی خیابان هرکدام برای فردای ایران تلاش میکردند )) البته بعد از چندی - که اندک هم نبود - ایرانیان در عین نظرات متفاوت و علاقه قلبی به افراد و گروههای مختلف در کنار هم از همه نادرستی ها کنار کشیدند .
اقای کارشناس این یعنی اوج شکوفایی و وحدت ، که گروهی از راه خطا برگشته و بر راههای قانونی اصرار ورزند (( مثل علیرضا عزیز))کجای این معنی پاره پاره شدن می دهد ؟؟؟؟
۳-با توجه به صحبتهای شما، جامعه بی خیال و بی تعصب یعنی متحد !!! چرا ؟مگر نگفتی ؛((هر کسی برای کاندید خودش بحث و تبلیغ می کرد و نهایتاً با لبخندی از کنار مخالف می گذشت))
نه عزیزدل این جامعه خیالی شما - که خدا نخواهد برای ایران- جامعه ایی بی خاصیت و بی ریشه است . ما برای مخالف دل می سوزانیم و تلاش میکنیم اندیشه خویش را با او در میان بگزاریم و راه صحیح را نشان دهیم و یا شاید به راه صحیح برگردیم . منتها از راههای در ست و با درایت !
۴- بازهم از قول همه ، حتی فضایی ها ی ونوس و مریخ نظر میدهی !!! ونظر متقابل افراد را به هم بیان می کنی ! در عجبم از این همه خودباوری که نظر خود را نظر همه می دانی و با همین پیش زمینه ی غلط با افراد روبرو میشوی .
۵- در اخر من کی به شما توهین کردم ، وقتی شما در فکر خود ما را اینگونه می بینید ، عین ادب و شایستگی و متانت است ،
((انجا که میگویی:تا وقتی ما ، سبزها را مشتی منحرف جنسی و مرفه بی درد بدانیم))
ولی کوچکترین نظر مخالف وحتی انتقاد دوستانه ، توهین معنا می شود. !!!
تا بعد...
1 شهریورماه 1389
: کارشناس
سلام
آهـــــــــان ! ایناهاش ! شاهد از غیب که نه ، از کامنتها رسید :
فراز عزیز می گوید : " متاسفانه با کارشناس موافقم "
آنوقت شما دنبال سفرهء وحدت هستید ؟
یعنی به فرمایش حضرت علی ( ع ) ، ما "حق" معیارمان نیست . "فرد" و " جناح" و " قبیله" معیارمان است .
اگر کارشناس باشد ، حتماً قبولش نداریم ، اصلاً نگاه نمی کنیم چی نوشته ، یا همانموقع که داریم می خوانیم ، انگشتانمان را برای تایپ یک مطلب دندان شکن یا اگر نشد تمسخر آمیز آماده میکنیم . حالا اگر انصافی داشته باشیم دیگر یه "متاسفانه" باید بنویسیم و با اندوه و خجالت ، کارشناس را تائید کنیم .
ولی اگر من به جای کارشناس نوشته بودم " دریای سبز " یا " سبز بیکران" یا " کودتا" ، حتماً حرفم درست بود و فراز عزیز با افتخار تائید می کرد کامنتم را .
پ. ن. : قصدم این بود که بحث وحدت و شکنندگی آنرا نشان دهم وگرنه من فراز را دوست دارم !
2 شهریورماه 1389
: محتشم
قال المعصوم ؛ دو کس کمر مرا شکستند ، جاهل مقدس ماب - عالم بی عمل
کارشناس عزیز !!! در جایی که همه باید وحدت را تبیین کنیم ، به دنبال وحدت باشیم، اون وقت کار نابلدی در دنبال کامنتی است که از دل موافقت با خودش ، سوژه ایی برای اختلاف بیابد،
عزیز دل حالا دیدی همین موافقتی که با شما به وجود امده بود به چه صورت مسخره کردی ، دست انداختی ، نابود کردی ...
برادر حالا دیدی اعضای این خانواده با هم دشمن نیستند ، همدیگر را دوست دارند ، و به موقع به اشتراک نظر می رسند .
مشکل اتحاد این جامعه -با عرض معذرت - شما و تفکرات مثل شماست !
برادر نکن ، به اسم اسلام ، به نام نظام ، با تابلوی دوستی با ایران و جوانان پاک در خونش ،...
به ایران و ایرانی بد نکن . برادر از خدا بترس ، از خدا بترس .
(( راستی علیرضا چرا انقدر دیر به روز میکنی ))
2 شهریورماه 1389
: کارشناس
عقل هم برای آدم چیز خوبیه
3 شهریورماه 1389
: مهران
با اینکه می خواستم نظر ندم ولی در بحث محتشم و کارشناس ، اقای کارشناس نه جانب انصاف را رعایت می کنه نه ادب را نگه میدارد !! اقای عاشوری چطور با این سر کردی در زندان !حرف فقط حرف بی دلیل خودشه .
اقا یا خانم محتشم نظراتت هرچه قدرم درست باشه ولی متاسفانه نفع بعضی ها توی ایجاد تفرقه است ، لااقل اگر براشون اب نداشته باشه نون که داره ، تازه بی کار هم نمیمونن.
3 شهریورماه 1389
: فراز
بچه ها با هم دوست باشین!
در مورد آقای کارشناس هم بگم که من برای ایشون دو تا وجه قائلم. به عنوان آدم معمولی و در لباس کارشناسی(بازجویی)!
کارشناس، به عنوان یک شهروند نظری رو داره و موافقت و مخالفت من با اون نظر هیچ وقت قید متاسفانه یا حس شرم به خودش نمی گیره.
اما وقتی به طرف به عنوان یه کارشناس نگاه می کنی، اونموقع مسئله عوض میشه. میشه همون لولویی که خودشم میگه و می دونه! تقصیر کیه، نمی دونم اما تصویر خیلی بدی از شغل ایشون، من و خیلیهای دیگه داریم. اون "متاسفانه" مال اون وضعیته.
اگه منطقیه، نوش جونم!
اگه غیر منطقیه ایشالا حلال می کنن ما رو. کلا هم الله اعلم...
پ.ن. اونروزی که فکر نمی کردم یه روزی با یه "آقای کارشناس" هم نظر بشم، به خواب هم نمی دیدم که یه روزی یه "آقای کارشناسی" منو دوست داشته باشه! خدا عاقبت همه مونو بخیر کنه....
4 شهریورماه 1389
: مهتاب
من چند روزیه با شما اشنا شدم . البته از طریق یکی از دوستام . انصافا محیط خوب و با نشاطی هست ، دنبال کردن نظرات به ادم دیدی در ست در قضاوت می دهد البته قضاوت که نه ، نتیجه گیری .
نمی دونم با توجه به تازه واردیم حق ارائه نظر و موضع گیری دارم ؟؟ ولی خوب میگم شاید حرف خانمها اینجا خریدار داشته باشه !!
به عنوان یک دانشجوی که چند ساله فعالیت فرهنگی می کنه و با افراد متفاوت سرو کار داره ، نظرات محتشم رو نزدیک تر به واقعیت و اجتماع کشور می دونم . البته نباید دغدغه های اقای کارشناس را نادیده گرفت.
یه روز خوب میاد؟
-
یاوه نگویم این حضرت حافظ هم سر و سری با آن عوالم معنویات دارد! ساعتی پیش از او پرسیدم
(...)
بیشمار
بیشمار
etefaghan noorizad ham hamin pishnahad ro dad vali bordanesh
نع ! هر چی منتظر موندم تا یکی کامنت بذاره و من متهم به رصد عمدی و هدف دار وبلاگ علیرضا نشم ، نشد که نشد !
- خیلی بعید است که ماها دوباره سر سفره وحدت بشینیم . شکاف عظیمی که در بین طبقهء متوسط و فرو دست جامعه وجود داشت و در بین مسئولین مختلف جناحهای سیاسی مختلف وجود داشت ، به اقشار مختلف مردم تسری پیدا کرد و هر چه پائین تر آمد ؛ شدید تر شد .
می خواهید عمق و شدت این شکاف را دریابید ؟ نگاه کنید به خانواده های خود که در بین ۵ نفر از اعضاء یک خانواده یا ۱۰ نفر از دو خانواده ، پنجاه درصد همفکر نمی توانید بیابید .
انتشار افکار مسموم نسبت به همدیگر باز هم این اختلاف و شکاف را شدید تر کرده است و می کند :
تا وقتی ما ، سبزها را مشتی منحرف جنسی و مرفه بی درد بدانیم و تا وقتی که سبزها ، این طرفی ها را ، مثلاً مرا ، دگم و متجاوز به دختر و پسر و پیر و نوجوان بدانند ، این شکاف باقی و باقی و باقی خواهد ماند .
راه حل رفع این اختلاف بیشتر در دست زعمای قوم و بزرگتران است چرا که الناس علی دین ملوکهم
آنچه سهم ماست این است که تا می توانیم با یکدیگر حرف بزنیم و حرف بزنیم و حرف بزنیم و دنبال جواب سئوالها بگردیم نه اینکه دهان به طعن و فحش و ژاژ خائیدن یکدیگر باز کنیم
با هر کسی هم که نمیشه وحدت داشت. میشه مهندس؟
علی رغم میل باطنی :/ با سخن کارشناس موافقم ولی اما امیدوار هستم و هیچ وقت از امید و تلاشم دست بر نمیدارم
به قول دوستی همین که بزرگان در صحبتهایشان هنوز در خطابهای مستقیم از تلویح فراتر نرفته اند این خود روزنه امیدیست برای بازگشت...
اقای کارشناس !! کجای این مسئله بد است که در یک خانواده نظرات گوناگونی وجود داشته باشد ؟ بعید می دونی سر سفره وحدت جمع بشیم !!! وحدت از این بهتر ؟ این نشانه ی بالندگی جامعه ماست ، نظرات متفاوت در میان دوستان ، همسران ، برادر و خواهر و... اوج شکوفایی و باعث افتخار جامعه است . اگر وحدت را به معنای نبود فکر و اندیشه متفاوت معنی میکنید سخت در اشتباهید وبا همین صغری ذهنی جامعه را پاره پاره میبینید و پاره پاره می کنید .
برادرم من به شما اطمینان میدهم نه سبزها شمارا دگم و متجاوز و... میدانند و نه مای دیگری سبزها را بی ... و مریض جنسی .!!!
انچه بیان کردید فقط از افکار شما نشات گرفته است . افکاری نه از سر خیر خواهی و دینداری ،بلکه از سر درک نادرست از واژها و باور ها و شاید هم به واسطه شغل خویش ...
گفتنی در این مورد زیاد است . تا بعد.
با سلام خدمت علیرضا که این روزها کامنتها براش مهمتر از نوشتن شده وشاید هم معتاد برادر بنویس برای ما بنویس مثل قدیما
اما برای برادر کارشناس برادر عزیز این برای هزارمین با شما خودت میگی وحدت دوباره اون خدکشتو برداشتی بین آدما مرز بندی کردیو سبز و قرمز راه انداختی بعد حکم دادی سبزا فلان هستند و قرمز ها اینجور خود شما داری حرف تو دهن حداقل خواننده های این وبلاگ میزاری کی چنین فکری نسبت به این ادما داره تعدادشون چقدر هست شمادیگه چرا حرف یک عده آدم بی سوادو تکرار میکنین واقعان شکاف ما سر جنسه؟؟؟؟
سلام دوستان
آقای محتشم عزیز
حرفهایتان را اصلاً قبول ندارم و می دانم که بسیاری از دوستان خوانندهء این وبلاگ نیز قبول ندارند :
۱- اتفاقی که بخصوص در یکسالهء اخیر در جامعه ما روی داده ، بیشتر به همان " پاره پاره " بودنِ مورد ادعای من شباهت دارد تا " اختلاف نظر " و نشانهء " اوج شکوفایی " مورد نظر شما !
آن چیزی که شما ادعایش را دارید ؛ فقط در یکماههء تبلیغات قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم اتفاق افتاد و همه لذت می بردیم از تفاوت نظر و رقابت شیرینی که در جامعه جاری و ساری شده بود و هر کسی برای کاندید خودش بحث و تبلیغ می کرد و نهایتاً با لبخندی یا حتی تائیدی از کنار مخالف می گذشت .
۲- اینکه نظر ما و سبزها نسبت به یکدیگر چیست ، احتیاج به تفسیر و تاویل من و شما ندارد . اگر در این یکساله در مریخ و ونوس هم زندگی کرده باشیم ، کافی است کامنتهای خوانندگان در همین وبلاگ را بخوانیم .
۳- قرار شد حرف بزنیم نه اینکه مثل شما در پاراگراف آخر ، به همدیگر توهین کنیم .
ekhtelafe aghide be maniye adame vahdat nist,vagean ino nemidonestin??
توی بحث بین محتشم و کارشناس متاسفانه باید بگم که من هم با کارشناس موافق ترم. توی این آشفته بازار جامعه امروز ما، من چیزی رو در حال شکوفایی نمی بینم.
اونی که آقای محتشم میگه مال وقتیه که تحمل صدای مخالف توی جامعه باشه و تضارب آرا داشته باشیم. امروز این چند صدای مال اینه هیچ طرفی زورش نمیرسه اونیکی رو خفه کنه. والا اگه دستش می رسید می کرد.
اینور و اونور هم نداره همه مثل همیم توی این مورد.... تعارف که نداریم!
پ.ن. "متاسفانه" واسه اینه که فکر نمیکردم هیچ وقت با یک "آقای کارشناس" موافق بشم. اما دنیای کوچیکیه... دیروز خواننده این وبلاگ شدم و امروز.... خدا عاقبت همه مونو بخیر کنه!
کارشناس عزیز، در چند مورد به مطالب شما پاسخ می دهم
۱- شما می فرمایید حرفهای من را قبول ندارید! خوب این حق طبیعی شماست ، ولی شما به چه استدلالی می فرمایید دیگران نیز قبول ندارند؟؟؟؟(( بعد از مطلب من تا مطلب شما هیچ مطلبی در رد حرف من نبود ))
۲- انچه در جامعه ما اتفاق افتا د اوج شکوفایی و بالندگی بود !! چرا؟؟ برادرم اگر حرف شما را قبول کنیم که بعد از انتخابات جامعه چند پاره شده است ، امروز ایران و ایرانی وجود نداشت ! انچه در پایان انتخابات و حوادث بعد از ان به وجود امد ناشی از متوهم شدن و زیادی خواهی عده ایی بود که در این میان از صداقت جوانان عاشق ایران استفاده کردند و اون مصائب را به وجود اوردند (( تازه همه ی این جوانان در این سو و ان سوی خیابان هرکدام برای فردای ایران تلاش میکردند )) البته بعد از چندی - که اندک هم نبود - ایرانیان در عین نظرات متفاوت و علاقه قلبی به افراد و گروههای مختلف در کنار هم از همه نادرستی ها کنار کشیدند .
اقای کارشناس این یعنی اوج شکوفایی و وحدت ، که گروهی از راه خطا برگشته و بر راههای قانونی اصرار ورزند (( مثل علیرضا عزیز))کجای این معنی پاره پاره شدن می دهد ؟؟؟؟
۳-با توجه به صحبتهای شما، جامعه بی خیال و بی تعصب یعنی متحد !!! چرا ؟مگر نگفتی ؛((هر کسی برای کاندید خودش بحث و تبلیغ می کرد و نهایتاً با لبخندی از کنار مخالف می گذشت))
نه عزیزدل این جامعه خیالی شما - که خدا نخواهد برای ایران- جامعه ایی بی خاصیت و بی ریشه است . ما برای مخالف دل می سوزانیم و تلاش میکنیم اندیشه خویش را با او در میان بگزاریم و راه صحیح را نشان دهیم و یا شاید به راه صحیح برگردیم . منتها از راههای در ست و با درایت !
۴- بازهم از قول همه ، حتی فضایی ها ی ونوس و مریخ نظر میدهی !!! ونظر متقابل افراد را به هم بیان می کنی ! در عجبم از این همه خودباوری که نظر خود را نظر همه می دانی و با همین پیش زمینه ی غلط با افراد روبرو میشوی .
۵- در اخر من کی به شما توهین کردم ، وقتی شما در فکر خود ما را اینگونه می بینید ، عین ادب و شایستگی و متانت است ،
((انجا که میگویی:تا وقتی ما ، سبزها را مشتی منحرف جنسی و مرفه بی درد بدانیم))
ولی کوچکترین نظر مخالف وحتی انتقاد دوستانه ، توهین معنا می شود. !!!
تا بعد...
سلام
آهـــــــــان ! ایناهاش ! شاهد از غیب که نه ، از کامنتها رسید :
فراز عزیز می گوید : " متاسفانه با کارشناس موافقم "
آنوقت شما دنبال سفرهء وحدت هستید ؟
یعنی به فرمایش حضرت علی ( ع ) ، ما "حق" معیارمان نیست . "فرد" و " جناح" و " قبیله" معیارمان است .
اگر کارشناس باشد ، حتماً قبولش نداریم ، اصلاً نگاه نمی کنیم چی نوشته ، یا همانموقع که داریم می خوانیم ، انگشتانمان را برای تایپ یک مطلب دندان شکن یا اگر نشد تمسخر آمیز آماده میکنیم . حالا اگر انصافی داشته باشیم دیگر یه "متاسفانه" باید بنویسیم و با اندوه و خجالت ، کارشناس را تائید کنیم .
ولی اگر من به جای کارشناس نوشته بودم " دریای سبز " یا " سبز بیکران" یا " کودتا" ، حتماً حرفم درست بود و فراز عزیز با افتخار تائید می کرد کامنتم را .
پ. ن. : قصدم این بود که بحث وحدت و شکنندگی آنرا نشان دهم وگرنه من فراز را دوست دارم !
قال المعصوم ؛ دو کس کمر مرا شکستند ، جاهل مقدس ماب - عالم بی عمل
کارشناس عزیز !!! در جایی که همه باید وحدت را تبیین کنیم ، به دنبال وحدت باشیم، اون وقت کار نابلدی در دنبال کامنتی است که از دل موافقت با خودش ، سوژه ایی برای اختلاف بیابد،
عزیز دل حالا دیدی همین موافقتی که با شما به وجود امده بود به چه صورت مسخره کردی ، دست انداختی ، نابود کردی ...
برادر حالا دیدی اعضای این خانواده با هم دشمن نیستند ، همدیگر را دوست دارند ، و به موقع به اشتراک نظر می رسند .
مشکل اتحاد این جامعه -با عرض معذرت - شما و تفکرات مثل شماست !
برادر نکن ، به اسم اسلام ، به نام نظام ، با تابلوی دوستی با ایران و جوانان پاک در خونش ،...
به ایران و ایرانی بد نکن . برادر از خدا بترس ، از خدا بترس .
(( راستی علیرضا چرا انقدر دیر به روز میکنی ))
عقل هم برای آدم چیز خوبیه
با اینکه می خواستم نظر ندم ولی در بحث محتشم و کارشناس ، اقای کارشناس نه جانب انصاف را رعایت می کنه نه ادب را نگه میدارد !! اقای عاشوری چطور با این سر کردی در زندان !حرف فقط حرف بی دلیل خودشه .
اقا یا خانم محتشم نظراتت هرچه قدرم درست باشه ولی متاسفانه نفع بعضی ها توی ایجاد تفرقه است ، لااقل اگر براشون اب نداشته باشه نون که داره ، تازه بی کار هم نمیمونن.
بچه ها با هم دوست باشین!
در مورد آقای کارشناس هم بگم که من برای ایشون دو تا وجه قائلم. به عنوان آدم معمولی و در لباس کارشناسی(بازجویی)!
کارشناس، به عنوان یک شهروند نظری رو داره و موافقت و مخالفت من با اون نظر هیچ وقت قید متاسفانه یا حس شرم به خودش نمی گیره.
اما وقتی به طرف به عنوان یه کارشناس نگاه می کنی، اونموقع مسئله عوض میشه. میشه همون لولویی که خودشم میگه و می دونه! تقصیر کیه، نمی دونم اما تصویر خیلی بدی از شغل ایشون، من و خیلیهای دیگه داریم. اون "متاسفانه" مال اون وضعیته.
اگه منطقیه، نوش جونم!
اگه غیر منطقیه ایشالا حلال می کنن ما رو. کلا هم الله اعلم...
پ.ن. اونروزی که فکر نمی کردم یه روزی با یه "آقای کارشناس" هم نظر بشم، به خواب هم نمی دیدم که یه روزی یه "آقای کارشناسی" منو دوست داشته باشه! خدا عاقبت همه مونو بخیر کنه....
من چند روزیه با شما اشنا شدم . البته از طریق یکی از دوستام . انصافا محیط خوب و با نشاطی هست ، دنبال کردن نظرات به ادم دیدی در ست در قضاوت می دهد البته قضاوت که نه ، نتیجه گیری .
نمی دونم با توجه به تازه واردیم حق ارائه نظر و موضع گیری دارم ؟؟ ولی خوب میگم شاید حرف خانمها اینجا خریدار داشته باشه !!
به عنوان یک دانشجوی که چند ساله فعالیت فرهنگی می کنه و با افراد متفاوت سرو کار داره ، نظرات محتشم رو نزدیک تر به واقعیت و اجتماع کشور می دونم . البته نباید دغدغه های اقای کارشناس را نادیده گرفت.