چند روزی بود بر سرم حال و هوای نوشتن سایه انداخته بود اما در این روزگار که همه هوای افراط به سرشان زده جوهره خودکار من هم به هوای افراط گرمای هوا، هوای افراط گرفت. هم خود را به زوال کشاند و هم پیرامون خود را به رخت شویی و وایتکس و غیره و ذلک! من هم که غیر از این خودکار و آن خودکارِ آن رنگِ دیگرِ اسمش را نبر!( که نوشتن با آن در این روزگار کار حضرت فیل است ولاغیر!) خودکار دیگری نداشتم، لاجرم سری به بازار تهران زدم ، یک سری حجره ها که ظاهرا حاجی هاشان خواب مانده بودند و نیامده بودند آنها هم که بیدار بودند شعار تبلیغاتیشان شده بود دو خودکار بخر یک خودکار ببر! البته پس از لختی گشت و گذار توانستم حجره ای پیدا کنم که آتش به مالش زده بود و میگفت سه خودکار بخر یک خودکار ببر! بگذریم زیاد سعی نکنید تعداد پهلوهای این چند خط را استخراج کنید یا حداقل بفهمید چه شد که خود نیز از فهمش عاجزم!!!
بگذریم، در راه بازگشت از بازار ( این بار را بی خیال گیر ندهید که در اتاق نشستم و قرص تخیل ترکانده ام!) در و دیوار برخی خیابانها را نگاه میکردم که این روزها شده است نمایشگاهی از هنر نمایی کوبیسم کاران خیابانی! بعضیشان با ادوات نوشتاری به رنگِ آن رنگِ دیگرِ اسمش را نبر! (که ظاهرا از نوادگان آن حضرت فیل! هستند) ظاهرا گمان دارند اگر موفق شوند بر سر کوچه ای یک علامت V بکشند دیگر آن کوچه به تسخیر برادران جنبشِ آن رنگِ دیگرِ اسمش را نبر! در آمده و همه مشکلاتشان حل میشود!

بعضی دیگر که نمیدانم از نوادگان که هستند! نیز شبانه روز در کمینند که مبادا خدای ناکرده و زبانم لال و استغفر الله و لا اله الا الله و غیره و ذلک! یک V روی دیواری دیده شود و دل اسرائیلیون غش و ضعف برود. نبوغ طراحی مفهومیشان گل میکند و V را تبدیل به نماد اسرائیل میکنند تا رهگذران با دیدن آن پی به ماهیت اسرائیلیون ببرند!


هوس کرده ام در چند خط پایانی ادبیاتم را عوض کنم تا شاید لختی ناراحتی ام از سرریز جوهر خودکار تخلیه شود!
روی صحبتم با این هنرمندان کوبیسم خیابانی و تعمیم آن به قشون کش های این روزهاست...
به راستی و در کمال احترام حماقت هم حدی دارد. شنیده بودم علی (ع) در نهج البلاغه عده ای را تصویر کرده بود که اینان نه خود جلوی پاهاشان را میبینند و نه شترهاشان اما ولله تفسیرش را تا به حال به چشم ندیده بودم اما وقتی یکی از دوستان غیر ایرانی ابراز تعجب کرد که چطور است که دم از دشمنی با اسرائیل میزنیم و روی دیوارهایمان نماد اسرائیل کشیده شده مصداق این کلام مولا امروز برایم به وضوح نمایان شده است. حالا دیگر خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل ...
پ.ن: خواهشا نیایید بنویسید که من مزدورم و وطن فروش و مجرم انتخاباتی و غیره و ذلک و همه اینها ساختگی است و یا در منصفانه ترین شرایط بنویسید حالا یک آدم ناحسابی یه اشتباهی کرده. که این روزها از این حرفهای تکراری ظرفیت ابزار شنوایی ام تکمیل شده و هدف من هم از این به قول برخی خزعبلات انذار بود مبنی بر حماقت این افراد ناحسابی که این روزها کم هم نیستند خواه پند گیرند خواه ملال ...
پ.ن: چون احتمال دارد این آقایان غیر از طرحهای بالا نقاشی دیگری بلد نباشند! چند تا طرح پیشنهادی هم برای دوستان اینجا میگذارم !!! شما هم طرح پیشنهادی داشتید info@sepidosiah.ir پذیرای طرحهای شماست !!!





اول سلام
بابا یکی به این بنده های خدا نیست بگه یکی اشتباه کرد یک چیزی روی دیوار مردم کشید یا نوشت تو به جای پاک کردن اون میای چندتا خط دیگه به اون اضافه می کنی اون حاحصب خونه چه گناهی کرده که دیوار خونش باید به این روزگار افته البته ماجرا دعوا های سیاسی مسئولان هم مثل همین دیواراست یکی نیست این دیوارارو تمیز کنه
خداییش آدم یاد سال ۵۷ میندازه دیگه دوره این کارا تموم شده یکم باید به روز شد
سلام علی رضا
من فکر کنم علامت پرچم اسرائیل تبلیغ دوره بعدی انتخابات - چون نفر بعدی بدون هیچ واسطه و هیچ سری بازی با اسرائیل رابطه برقرار می کنه و ما می ریم جز ملت اسرائیل - چون به گفته یکی از آقایون ما دشمن مردم اسرائیل نیستیم !!!!
دوست خوبم دعوتت می کنم تا به آلبوم حقیر با نام قناری حصاری گوش فرا دهی[گل]
سلام دوستان
از مشکلات جامعه ایران همین است : سطحی نگری .
در هر دو طرفِ ماجرای آشوبهای ۸۸ همین سطحی نگری دیده میشود . اینکه حالا علامتی با رنگ سبز ترسیم شود و بعد از این سو پاک شود ؛ چیزی نیست که برای حاکمیت بد یا خوب باشد . تنها باعث منحرف شدن اذهان از مسئلهء اصلی ، زشتی شهر ، افزایش هزینه های شهرداری و ... می شود .
البته ریشه یابیِ این موضوع نیز بر می گردد به اینکه برخی از دوستان سبز تلاش کردند اتفاقاتی که در انقلاب ۵۷ روی داده بود را بازسازی کنند مثل الله اکبر شبانه ، شعارنویسی روی دیوارها ، تجمعات خیابانی و حتی تکرار همان شعارها مثل ، وای اگر موسوی حکم جهادم دهد ، می کشم می کشم آنکه برادرم کشت و ...
غافل از آنکه عامل اصلی ایی که دیکتاتوریِ شاه را ساقط کرد ، چیز دیگری بود و اینها حاشیه ها و جزئیات بود .
همان موقع هم البته همه می دانستند که نه آقای موسوی می تواند حکم جهاد بدهد و نه اجرا کنندهء حکم جهادی ( به معنای واقعی کلمه ) وجود داشت .
و همچنین دوستان محترم ارتباط و سنخیتی با " کشتن " داشتند .
تذکر مهم : لطفاً برخی از دوستان خون به چهره نیاورند که دیدی که در روز عاشورا مثلاً چه کردیم یا در میدان انقلاب که تلویزیون پخش کرد چه غوغایی بود . کفتارها هم در حملات دسته جمعی ممکن است آسیبی به یک شیر برسانند که در هر صورت چیزی از ارزش شیر کاشته و بر بهای بی قیمت کفتار افزوده نخواهد شد .
پ.ن: اصل موضوع این بود که هر دو طف نویسندگان و خط زنندگان ِ شعار روی دیوار اشتباه و ساده انگاری می کنند.
سلام بر برادر علیرضا
دیوار نویسی یه استرس توام با لذت داره که به گفته برخی! حالش از تظاهرات ۲۵ خرداد و روز قدس و... هم بیشتره!!!!!!!!!!
تا آزادی...
نقاشی تون خیلی عالیه ها!
سپاسگذار از حضور زیبا و نظر دلنشینت . خوشحالم از آشنایی با شما و وبلاگ خوبتان
با سلام و تحیت
فقط ادعا دارند که پیرو ولایتند!
در وبلاگ بخوانید
..........
با سلام.
اگر وقت کردی به وبلاگ من هم سر بزن. با نظراتت خوشحالم می کنی.
http://harfayebirabt.blogfa.com
موفق باشی...
سلاااااام...
حالا نگفتی آخرش ما چیکار کنیم
رو دیوارا هفت بنویسیم یا بریم پاکشون کنیم
یه عکس برات ایمیل می کنم دوس دارم نظرت رو در مورد اونم بشسنوم
یا حق...
پایدار باشی برادر