چند روزی بود که منتظر دیدار اسپانیا و آلمان نشسته بودم و با بچه های شرکت که طرفدار آلمان بودند کل کل فراوانی به راه افتاده بود. وارد شرکت شدم خوشحال از اینکه اسپانیا برده است حسابی با بچه ها شوخی و خنده مان به راه بود، ناگهان شخصی وارد شرکت شد سراغ من را گرفت وقتی خود را معرفی کردم دستبد زد و جلوی همکاران، من را کشان کشان با خود برد صحنه عوض شد و به یک پاساژ شلوغ وارد شدیم در عین حال که چشم بند داشتم اما همه جا را می دیدم، از پاساژ وارد اتاقی شدیم.صدای حاجی "و" را شنیدم که میگفت "چطوری؟" در ادامه شخصی شروع به سوال پرسیدن کرد. این بار اینقدر عصبانی بودم که تصمیم داشتم به هیچ وجه جوابی به آنها ندهم، وقتی سوالها را شروع کرد خواستم که بازجویی بدون چشم بند باشد و گرنه جوابی نمیدهم راضی شدند چشم بندم را بردارم شخصی که سوال میپرسید یک آدمِ حاجیِ کوتوله بود که روی یک موتور سیکلت بزرگ نشسته بود و مدام تهدید میکرد که مبادا قیافه اش را جایی لو بدهم. حاجی "و" هم روی یک تخت گوشه ای از اتاق نشسته بود و طبق معمول با روی خوش صحبت میکرد ... ناگهان صدای مادرم را شنیدم که دیر شده و صبحانه آماده هست و از خواب پریدم و حالا هم با سردرد آمده ام سر کار و اصلا حوصله خندیدن و کل کل و شوخی با بچه ها را ندارم
لعنت بر این خوابهای مزخرف که دست از سر آدم بر نمیدارند...
نقاشیت عالیه!! ولی خدایی بی خیال شو و اسپانیا رو بچسب!!
- حتماً داری یه کارهای یواشکی و زیر زمینی انجام میدی که از ترست داری این خوابها را می بینی !!!!!!!!!!
دست بند کجا بود ؟ کشان کشان کجا بود ؟ چرا مردم رو از این حاج آقاها می ترسونی پدرجان ؟ اونها که از مادر مهربونترن !!!
بر عکس شما بایستی جوری تبلیغ کنی که خواننده ها خودشون برای دیدن حاج آقاها صف بکشن و اعتراف کنن !!!
- این خوابها نشون می ده که دوستان ! همه جا حتی توی خواب حضور دارن ! یوهاهاهاها ( به سبک ومپایر ها خوانده شود )
- تو مگه تا حالا بازجویی با چشم بند هم داشتی ؟
- الان زنگ می زنم به حاجی "و" بهش می گم توی خوابت رفته ! این حاجی "و" بعد از اون جریان ، یکسری ماموریتهای خیلی دور و خیلی طولانی داشت . خدایی ، همه اش از اونجاها زنگ می زد سفارش تو رو می کرد که دنبال کارت باشم . منم که حوصله نداشتم می گفتم چشم و هی پشت گوش می انداختم !
- راستی علیرضا ، جدای از شوخی ، از اون رفیق نامردت که حاضر نشد برات سند بذاره چه خبر ؟ دیدیش ؟
این آقای کارشناس راست میگه من فقط یه بار موقع انتقال از اوین با دووی سفید دستبند خوردم(البته بماند که خدا راننده بد اخلاق نصیب گرگ بیابون نکنه!!!)
البته موقع بازجویی خوب اگه چشم بند داشتیم که چیزی نمیدیدیم بنویسیم :D
موضوع بازجویی خواب رو ننوشتم ضایع بود
ظاهرا ۵۰۰ تومن پول تو شرکت گم شده بود این بازجو کوتوله هه دنبالش بود حاجی "و" هم اومده بود ظاهرا بگه من اینو میشناسم اینکاره نیس!!!
پ.ن(خودمانی با کارشناس):
۱-حاجی میای ته همه کامنتا هی اون روزا رو میکشی به روی آدم انصافا روحیاتم چند روزه به هم ریخته :|
۲- من هنوز اون جمله که حاجی نوشته بود با زیرکی سعی در فریب ما رو داشته یادم نرفته...
کابوس اون روزا وقت شاد بودن هم رهات نمیکنه غم انگیزه واقعا!!
به اندازه ی یه صدم ثانیه دلم ریخت...
راستی این نقاشیه رو قبلا گذاشته بودین واسه یه سردرد دیگه! یه جدید می کشیدین!
امیر المومنین احمدی نژاد !!!
پنجشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۸۹
ساعت ۱۳:۵۹
یا
امیر المومنین، محمود احمدی نزاد؛ قدم مبارک!
حاشیه های ایرنا از سفر احمدی نژاد به مالی، خبری است
که دهها سایت به اصطلاح اصولگرا و ولایی آنرا پوشش دادند! همان کسانی که رگ
ولایتشان دارد می ترکد!، این خبر را با شور و شعف نقل کردندو هیچ مرجع تقلیدی دم
برنیاورد، ولایتمداران کجایند؟ گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت!!
خبر این
است: " بسیاری از جوانان این منطقه با
پوشیدن لباسهای سفید رنگ که روی آن نوشته بودند: "یا امیرالمومنین، محمود
احمدینژاد؛ قدم مبارک". به او خوش آمد گفتند!
از والد معظم
حیرت دارم، او که عمر خود را وقف امیرالمومنین علی علیه السلام و غدیر کرده است،
چرا دم برنیاورد؟ چرا سکوت اختیار کرد؟ این حرکت خبرگزاری رسمی دولت چه
پیامی دارد؟
چه پیامدی دارد؟ نمی دانم شاید باید گفت: " حب الشیئی یعمی و یصم" آری دل بستن به
هر چیزی انسان را کور و کر می کند! اما امام صادق علیه السلام در مقابل این انحراف
می ایستد و فریاد می زندو می فرماید:"
لقب امیرالمؤمنین مختص علی بن ابیطالب(ع) است و هیچکس صلاحیت آن
را ندارد و کسی راضی نمیشود او را امیرالمؤمنین خطاب کنند مگر اینکه منحرف باشد!
"
احمد بن محمد السیاری در التنزیل و التحریف میگوید:
شخصی بر امام صادق(ع) وارد شد و گفت: سلام بر تو ای
امیرالمؤمنین!
امام صادق(ع) ایستاد و فرمود:
همانا این اسم تنها مختص مولا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) است و هیچکس
صلاحیت آن را ندارد، و کسی راضی نمیشود او را امیرالمؤمنین
خطاب کنند مگر اینکه منحرف باشد!
و اگرمنحرف نباشد بهآن
مبتلا میشود و این قول خداوند است که میفرماید:
إِنْ
یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً وَ إِنْ یَدْعُونَ إِلَّا شَیْطاناً
مَرِیداً(نساء/۱۱۷)
یعنی: نمىخوانند جز خدارا، مگر
منفعلها و نمیخوانند جز شیطان بیفایده را.(مستدرک الوسائل ج۱۰ص۴۰۰)
اگر آن
روز که جناب معاون اول حرف دل خویش به نقل از یک خارجی بیان کردو گفت:"
اگر بنا بود
پیامبری پس از خاتم الانبیاء بیاید او احمدی نژاد بود" امام گونه بر دهانش زده
بودند، امروز خبرگزاری دولت، ذوق زده خبر " امیرالمومنین احمدی نژاد" را
در بوق نمی
کرد.
وما علینا الا البلاغ
دکتر مهدی خزعلی
روز شهادت موسی ابن
جعفر
۱۳۸۹/۴/۱۷
سلام عیدتون مبارک
احتمال میدم مطلب قبلیم به دلیل بیربط بودن به خواب شما!!! مشمول فیلترینگ سپیدوسیاه بشه!!!
دیگه اینکه وجود این آقای کارشناس و سرزدن دائمشون به سپیدوسیاهی که توش احساس امنیت میکردیم، خواب راحت رو از ما هم ربوده:) چون آدم حاضر و ناظر بودن این "عزیزان" رو بر اعمالش، از عمق وجود حس میکنه!!!!
حرف آخر اینکه امیدوارم دیگه کابوس به این وحشتناکی نبینید...
آیا آقای دکتر احمدی نژاد از آنها خواسته تا این شعار را بنویسند ؟؟؟
من هم مخالف صریح چنین خطابه هایی هستم !!!
با همه ی علاقه ام به دکتر اورا حتی غلام غلامان امیرالمومنین نمی دانم !!!
بگردید دنبال مقصر ! نه اینکه به هر بهانه ای و با توسل به اربیات عرب و الفاظ عربی و احادیث دکتر را تخریب کنید !!!
با تشکر . . .
ببخشید اگر با موضوع همخوانی نداشت !
قبلا نظرم رو عرض کرده بودم داداش
سلام
- این خانم نرگس سوری هم عجب چیزی گفت ها . اینکه " حضور این کارشناسان در همه جا باعث ایجاد کابوس می شه " عجب گیری کردیم ها !
خانم نرگس سوری ! اولاً من با علیرضا دوستم . خیلی هم دوستم ، اگه حسودیت نشه باید بگم خیلی هم همدیگرو دوست داریم . می گی نه؟ از خودش بپرس ! خب میام به وبلاگ دوستم سر بزنم یه چیزی هم می نویسم . شما نمی ری به وبلاگ دوستت سر بزنی ؟ دوماً شماها چون بی شمارید ! همه جا رو گرفتید !! حالا بذارید ما هم بیاییم یواشکی یه چیزی بنویسیم و بریم . عیبه ؟
می دونم حرف بالا ، متلک بدی بود . الان هم می دونم سیل فحش و ناسزا سرازیر شده طرفم . خدا وکیلی شوخی کردم . البته یه خورده هم توی شوخی ، بدجنسی کردم . عذر هم می خوام
۲- علیرضا جون ، عزیزمی ، خدا وکیلی قصد ناراحت کردنت رو ندارم . اتفاقاً بعنوان کسی که حسابی در این موارد تجربه داره !!!!!!!!!! ، توصیه ام رو گوش کن :
تا می تونی در مورد اون روزهای تلخ حرف بزن . اصلاً تلاش نکن به یادشون نیاری ! این خیلی بده ، همش در موردش با کسی که می تونه درکت کنه و نصیحتهای دیمی ( مثل اینکه باید تحمل کنی و ... ) نکنه ، در موردش حرف بزن .
می دونم الان از توی جمع بودن ناراحت می شی . می دونم از اینکه تنها باشی خوشحال تری . می دونم گاهی اوقات بغض می کنی و یه سئوال بزرگ توی ذهنت میاد که " چرا من ؟ برای چی من " می دونم گاهی اوقات یواشکی گریه می کنی .
اشکال نداره عزیز . هر چی بیشتر در موردش صحبت کنی بیشتر و زودتر راحت میشی .
خطاب به جناب محمدحسن:
شما مثل اینکه واقعا باورتون شده دین و ایمون و نماز و حدیث و امام و انتظار و خلاصه همهی ارزشها، ارثیه جماعت شماست و به اصطلاح ما بوئی ازش نبردیم و فقط به اضطرار از همهی این ارزشها استفادهی ابزاری میکنیم؟
چطور زمانی که دعای فرج رو اول خطابههاتون میخونید و اطرافیانتون با صلوات و عجل فرجهم تشویقتون میکنن، شما میشینید پیرو به حق و زمانیکه خداینکرده دعایی، آیهای، حدیثی میون کلام ما باشه، صدجور انگ میزنید که منافقیم و سودجو و سوءاستفادهگر و خلاصه هرچی که شما بگید؟!!!!
القصه لطفا به این سوال پیش وجدانتون فکر کنید و جوابش رو هم اگه نخواستید اینجا ننویسید:
چطور یک حرکت غلط رو میشه رد یا تقبیح یا محکوم کرد؟ و آیا تشکر کردن از اون گروه و انعکاس اون حرکت غلط از سایت رسمی به معنای تائید نیست؟!
یک توصیه به آقای کارشناس
اگر واقعا میخوای کمکی به این علی آقا بکنی بنظرم یه کم راحتش بذار و کمتر حضور خودت رو به رخش بکش. بنظرم این راهی که شما پیشنهاد دادید کارشناسانه است اما راه حل مشکل علی رضا نیست
سلام
اولاً اینکه موضوع پستِ علیرضا ، ربطی به داستان " امیر المومنین " نداشت .
ثانیاً این موضوع اینقدر سخیف است که ارزش کامنت نوشتن هم ندارد .
ثالثاً ممکن است که منظور کسانی که کلمهء " امیر المومنین " را برای احمدی نژاد بکار برده اند ، الزاماً همان معنی ایی نباشد که ما ازش برداشت می کنیم . مثلاً ما هم کلمهء " حضرتعالی " را برای برخی مقامات بکار می بریم ولی گاهی برای مدیر مدرسهء بچه مان هم روی احترام بکار می بریم ولی الزاماً منظورمان احترامِ زاید است نه اینکه او را حضرت آنهم از نوع عالی اش بدانیم .
رابعاً غلط کرد کسی که کلمهء " امیر المومنین " را به منظور ایرانی اش برای احمدی نژاد یا هر رئیس جمهور دیگری بکار ببرد . غلط کرد آنکسی که این خبر را در ایران منتشر کرد . غلط کرد کسی که باب چاپلوسی را میخواهد از این طریق باز کند .
خامساً وقتی معاون اول ، رحیمی و مسئول دفتر ، مشایی باشد ؛ توقع دیگری از اوضاع نمی توان داشت .
سادساً اینقدر این موضوع سخیف است که ارزش کامنت نوشتن هم ندارد .
بازم سلام
اینبار خطاب به خانم نرگس سوری :
- انصافاً آقای " محمد حسن " حرف خاصی نزده که شما اینگونه او را مورد حملات کلامی قرار داده ایید .
- به تصور و برداشت من ، با اینکه دین و دینداری معنا و مشخصات و مختصات خاصی دارد ولی دایرهء رحمت و فضل خدا انقدر وسیع است که تقریباً در " معنا " ( و نه در ظاهر ) فقط تعداد اندکی از دایرهء دینداری بیرون می مانند .
- اتفاقاً مطلب و اعتراضی که شما خانم نرگس سوری به خبر " امیرالمونین " داشتید ، کاملاً به جا و صحیح و حتی کم بود . گو اینکه این موضوع خیلی سخیف است که حتی ارزش اعتراض را هم ندارد ولی اگر کسی بخواهد اعتراض کند ، جا دارد خیلی هم جا دارد .
لیکن موضوع اصلی اینجاست که داستان اینگونه اخبار ، آنگونه ایی نیست که شما می بینید . بلکه داستان خیلی جدی تر است که من چون علیرضا را دوست دارم و نمی خواهم برایش مشکلی ایجاد شود ، انرا نمی نویسم .
تذکر مهم : از همه دوستان و خوانندگان خواهش می کنم به منظور رعایت حال علیرضا ، از درج نظرات ، اخبار و مطالب " کمی تا قسمتی تند " خودداری کنند که علیرضا نیز در محذوریت قرار نگیرد .
علیرضا میشه از این آقای کارشناس سئوال کنی که چرا همش مارو از خودشون و خودشونو از ما جدا میکنند و یک خط بین آدما میکشن
همیشه چیزایی هست که شما نمی دونید...اینگونه نیست که شما می بینید...حالا من به خاطر خودتون نمی گم....بگم؟بگم؟...با عرض معذرت و با کمال احترام نسبت به آقای کارشناس وقتی کامنتای ایشون رو میخونم همون حس بدی بهم دست میده که وقتی شنیدم کسی گفت بگم؟بگم؟
ای بابا بسه دیگه لطفا.واقعا دیگه شورشو در میارن بعضیا...فقط نمیدونم چرا چند وقته حضورشون پررنگ...(ببخشید.تا به حال انقدر تند کامنت نذاشته بودم اینجا معذرت میخوام.آقای عاشوری خودتون شاهدین که حتی می نویسم و بعد بهتون میگم پاک کنین الانم ازتون میخوام هرجور دوست دارین ویرایش کنین)
سلام و عرض ادب و احترام خدمت جناب آقای "کارشناس"ماشالا هزار ماشالا بحث اونقدر طولانیه که مجبورم پای هر کدوم از بندهایی که در جواب به نظرات من نوشتید شماره بذارم!: ۱- دوستی شما با آقای عاشوری مایه حسادت من نمیشه (چون به لطف خدا تنها صفت بدی که کامل کامل ازش بیگانهام این حس خبیث حسادته) و البته چون به قول رفقام من با چندتا از عزیزان "اداره" (دیگه حالا اداره چه تعریفی داره شما بهتر میدونی) دوستم و خیلی هم با هم جوریم و در حفظ دوستیم کوشا هستم! چون میدونم اگه به قول شما شیطنتی ازم سربزنه که گرفتارم کنه این دوستان اداره هستند که به دادم خواهند رسید مثل شما که به داد آقای عاشوری رسیدید البته اگه زبوندرازیهای امثال من تو سپیدوسیاه این امتیاز رو از ایشون نگیره!!! ۲- خوشحالم که به گفتهی شما (حتی اگه شوخی کرده باشید) ما اقلیت نیستیم. ۳- حاج آقا؟!!!! این چه حرفیه شما و بدجنسی؟ خواهش میکنم دیگه این صحبت رو نفرمائید
۴- جناب مستطاب کارشناس این جمله چه مفهومی داره: "بگردید دنبال مقصر! نه اینکه به هر بهانهای و با توسل به ادبیات عرب و الفاظ عربی و احادیث دکتر را تخریب کنید!!!"
من فقط سعی کردم با ادبیات فارسی پاسخ ایشون رو بدم و جسارتا لفظ "حملات کلامی" رو مناسب نمیدونم.
۵- به اعتقاد بنده دینداری در معنا فقط در "یوم التبلی السرائر" مشخص میشه نه اینجا اما بحث استفاده از حدیث و آیه و ... جداست.
۶- سخیف بودن ماجرای دکتر و سفرهاش از قبحش کم نمیکنه و وظیفهی خودم دونستم که انعکاسش بدم و البته توقع نداشتم آقای عاشوری با نمایشش تو سپیدوسیاه موافقت کنه و یکی از دلایل هم بیربطی به اصل این صفحه بود.
والسلام...
*آقای عاشوری ممنون میشم اگه این نظر رو هم نمایش بدید چون من طور دیگهای به دوست شما یعنی آقای کارشناس دسترسی نخواهم داشت و گرنه مثل دوستان اداره حاضر میشدم چهرهبهچهره با ایشون هم گفتگوی شفاف داشته باشم.
بزن به افتخار برادر کارشناس اون دست قشنگرو بابا برادر حرف ما هم همینه این بابا وقتی فلانی معاون اولشه و یا مفلانی رئیس دفتر تا آخرش باید طرفو بشناسی اما شما اگر میدانید این آدمایی که نامبردید برای کشور و نظام و مردم مشکلاتی به وجود آوردن پس چرا کاری نمی کنید چرا سکوت کردید یعنی علیرضا عاشوری کاری که کرده بود بدتر از این آقایون بود که چند وقتی مهمان شما بودند چرا این آقایون به این مهمونی دعوت نمی شن چرا قانون فقط برای کف خیابونه چرا فکر می کنید این آقایون باید از این قانون استثنا باشند چون چهره نظام خدشه دار میشه اگر بگین فلان آقا چیکار کرده؟؟؟؟
نه برادر کارشناس شما چرا این سایت های نیوز دار را نمی بینید یا سایتی مثل پیام خرداد البته که میبینید اما یا قدرت اونا از شما بیشتره که مردم و مملکت را به سخره گرفتن یا اینکه....
البته وقتی یک خبر اختصاصی به نقل از وزارت خانه شما کار می کنند خوب همه چیز مشخص شد.
برادر کارشناس تو کامنتای قبلیتون حرف از جنگ زدید که برای این مملکت جنگیدید ولی درست همون زمان پدر من هم تو جبهه بود و منو مادرم تو این شهر تنها شما نمیدونید نگرانی یعنی چی نمیدونید وقتی یکی زنگ در خونتونو میزنه تا زمانی که متوجه بشی کی پشت در و مبادا دوستای بابا باشن که خبر شهادت شو آورده باشن یعنی چی شما نمیدونید شبای موشک بارون به منو مادرم چی گذشت اینارو گفتم که اینقدر بین آدما خط نکشید یا اینکه وقتی بعد از جنگ فرزند همون پدرو وقتی زمان انتخابات برای گذاشتن یک کامنت چند کلمه ای بعد از هشت سال زحمت اخراج کنند و هیچ کس حتی نتونه ازشون سئوال کنه چرا؟؟؟؟؟
مهم نیست برادر با کلمات نمیشه این کارارو جبران کرد بلکه خراب تر میکنه من شمارو نمیشناسم اما خط کشی بین مردم و درست کردن دسته و گروه و مارک چسباندن به مردم بزرگترین مشکل این مردمه که بعضی ها خوب از این موضوع سوء استفاده می کنند.
امیدوارم علیرضا منو ببخشه و همینطور برادر کارشناس و تمام خوانندگان اگر بی ادبی و یا تندی شد.
سلام دوستان
۱- اینی که من گاهی اوقات از عبارت " ماها" یا " شماها" استفاده می کنم ؛ برای این است که در اون موقع دارم با توجه به شغلم حرف می زنم . طبیعی است که از آن منظر ، ما و شما ، نه برای من بلکه برای هر کدام از عزیزانِ خواننده ایجاد خواهد شد .
واقعاً بحث خط کشیدن نیست و فکر می کنم این توضیح بالا کافی باشه مگر اینکه بخواهیم الکی و به هر بهانه ایی از همدیگه ایراد بگیریم .
۲- من واقعاً از این لفظ " بگم ؟ ... بگم ؟ " استفاده نکردم و نمی کنم و این تعبیر خیلی بی انصافی است نسبت به من . گاهی اوقات مواردی است بین من و علیرضای عزیز که مطرح کردنش اجازهء ایشان را می خواهد و من واقعاً بغیر از این نوشته دسترسی ِ دیگری به ایشان ندارم و اجازهء ویرایش کامل نیز به وی داده ام ( که تا حالا استفاده نکرده )
واقعاً آن مناظره آنقدر زشت و کریه و نفرت انگیز بود که انتساب بخشی از آن به من ( و فکر می کنم به هر انسانی ) از صدها فحش رکیک بدتر است .
خدایی من اینقدر بد نیستم که لایق چنین تهمتی باشم !!!!
۳- خانم نرگس سوری ، بسیاری از جملاتی که من اینجا و دراین وبلاگ نوشتم ، لحن شوخی و طنز دارد و داستان " حسادت " و " اقلیت " و ... هم از همان جنس است . افسوس که نوشته ها ، کمتر می توانند لحن را منتقل کنند . بهر صورت عذرخواهی می کنم اگر باعث رنجش به دلیل استفاده از کلماتی خاص شده ام .
همچنین خبر نداشتم شما هم با برادران ! ملاقات داشته ایید . نکنه مهمان هم شده ایی و به سفر زیارتی / سیاحتی رفته ایی ؟
۴- علیرضا عاشوری ، پسری است بسیار ناز و خوب و با شخصیت و فهمیده . افسوس که قبول نمی کند داماد من شود ! غرض از این نوشته ها فکر می کنم احوالپرسی از وی ، اظهار این مطلب که " علیرضا ما به یادت هستیم و از مطالبت استفاده می کنیم " و در ضمن گپی با یکدیگر در مهمانخانهء علیرضا هست . درست مثل اینکه علیرضا دوستان مختلفش را به منزلش برای گپ و گعده ایی دعوت کرده و درست نیست که هر آنچه که در کف خیابانها نتوانستیم به هم روا داریم اینجا تلافی کنیم ! درست نیست منزل میزبان را به هم بریزیم و صدای همسایه ها !!! را در آوریم .
۵- علیرضا جان ! من مشکلی ندارم که ای میل مرا برای برخی از دوستانِ فعال در این کامنتها بفرستی . فکر کنم پیشنهاد خوبی باشد برای گپ و گعدهء خصوصی تر که مزاحم علیرضا نشویم .
سلام مجدد بر دوستان عزیز
شرمنده که این روزها به خاطر مشغله کاری بسیار زیاد از سر زدن به سپیدوسیاه بیشتر از وقت برای خواندن کامنتها معذورم
من ایمیل آقای کارشناس را قرار میدهم اگر خواستید با ایشان حرفی را مطرح کنید که قابلبت عمومی شدن نداشته باشد
اما من خیلی خوشحالم که مهمان سپیدوسیاه هستید و همینجا نیز میتوانید به بحث ادامه دهید و به شما اطمینان خواهم داد که در سپیدوسیاه امنیت کامل خواهید داشت.
ایمیل آقای کارشناس:
karshenas.net@gmail.com
سلام خدمت آقای عاشوری و بقیه دوستان
آقای عاشوری کاملاً طبیعیه که توی خواب هم دست از سرتون برندارن به قول آقای کارشناس این حاج آقاها همه جا حضور دارن حتی در عالم معنا و خواب!!!... از خدا می خوام همونطور که تو عالم بیداری صبرو شکیبایی بهتون عطا کرده در عالم خواب هم صبر و استقامت عنایت کنه...ان شاالله.
(((دست بند کجا بود ؟ کشان کشان کجا بود ؟ چرا مردم رو از این حاج آقاها می ترسونی پدرجان ؟ اونها که از مادر مهربونترن !!!)))
فقط نمی دونم چرا این حاج آقاهای مهربانتر از مادر! و دوستان وظیفه شناسشون روز ۱۳ آبان – چون به چشم خودم دیدم روزش رو می گم- آدم رو بی هیچ دلیلی توی خیابون می گرفتن و به جرم داشتن شال سبز تو کیفشون ( بماند از تفتیش بدنی بی اجازه!!!) بهشون دست بند می زدن و کشون کشون می بردن و تازه می گفتن اگه راه نیای با باتوم میان سراغت!!! اینجاست که باید به قول آقای کارشناس ((به سبک ومپایر ها ))گفت ((یوهاهاهاها.))
لازم می دونم که از خانم سوری برای درج این خبر بجا و باربط تشکر کنم.مخصوصا در این روزهای سانسور و بی خبری.
آقای محمد حسن محض خاطر جنابعالی از ((هیچ حدیث و لفظ عربی و به قول خودتون هر بهانه ای و برای تخریب کسی ))استفاده نکردم. اما راستش ما خیلی وقته دنباله مقصریم اما می گن گشتیم نبود نگرد نیست!!! می شه خواهش کنم یه کمم شما دنبال مقصر بگردید؟!!!
(( وقتی معاون اول ، رحیمی و مسئول دفتر ، مشایی باشد ؛ توقع دیگری از اوضاع نمی توان داشت .))
عجیبه که تمام وزرا و مسئولان دولت قبلی همه مخالف نظام و دشمن و معاند و کافر و منافق و... شناخته و شناسایی شدند و در حال باز پس دادن گناهان و کوتاهی ها و قصوراتشان هستند!!! اما در زمان حال که اینچنین و با اطمینان به بی کفایتی تنی چند گواه داده می شه، هیچ کس مورد بازخواست قرار نمی گیره!!!و عجیبتر اینکه اگر از زبون به قول خودتون ما بی شمارها گفته بشه بازم به قول خودتون میشه اعتراضات کف خیابونی و...
((درست نیست که هر آنچه که در کف خیابانها نتوانستیم به هم روا داریم اینجا تلافی کنیم ! درست نیست منزل میزبان را به هم بریزیم و صدای همسایه ها !!! را در آوریم .))
عاقبت از شما جناب کارشناس محترم کمال تشکر رو دارم که اعتراض به بکار بردن لفظ "امیرالمومنین ع" رو در ابتدا سخیف و بی ارزش دونستید بعد بجا!!! و در آخر هم ... حرفهای همه ی مهمونای آقای عاشوری رو اعتراضات کف خیابون قلمداد کردید... خدا رو شکر که آقای عاشوری اونقدر مهمون نواز هستن که هم شما به قول خودتون یواشکی!!! می آید و میرید، هم پر حرفی ما رو بجونشون خریدن...
خدا رو شکر که اگر همه ی خونه ها و کف تمام خیابونا از ما پاک بشه خدایی هست که هیچ جوره از خونه ی دل ما پاک نمی شه...
از همه ی دوستان بالاخص صاحبخونه برای اومدن همچین مهمون پرحرفی عذرخواهی می کنم... (تا حالا به خاطر همین پرحرفیام نظر نمی دادم) و حتی اگه یک جمله هم فلفلش زیاده و به مذاق بعضی ها بد طعم، خواهش می کنم که آقای عاشوری به صلاح خودتون عمل بفرمایید.
روز پاسدار و تولد امام حسین ع رو هم به همه تبریک عرض می کنم
س... باشید:-)
آقای کارشناس با این که اون حس واقعا بهم دست داد(نه مربوط به این پست اما اینجا مطرح کردم) اما به هر حال عذر میخوام چون اون لحظه واقعا عصبانی شدم
خانم مریم گرجی :
- بخشی از نوشته هایتان کذب بود.
- بخشی دیگر نامفهوم بود .
- بخشی دیگر نامربوط بود . یعنی انسجام و پیوستگی به مطالب قبل و بعد نداشت .
- ای میل بنده در پست های قبلی منتشر شده است .
با سلام خدمت آقای کارشناس
حقیقتش نمی دونم کجاش کذب بود ای کاش می گفتید تا برای بقیه هم روشن بشه و خدای نکرده گول نخورن و بنده باعث گمراهی و ضلالت دوستان نشم. ضعف نگارش حقیر رو هم به بزرگی خودتون ببخشید اگر نامفهوم و نامربوط به قول خودتون صحبتی کردم (با اینکه نمی دونم کجاش نامفهوم و نامربوط بود)
با تشکر از اینکه ای میلتون رو پیشنهاد کردید.
دوستان سلام
خانم مریم گرجی !
پیشنهاد می کنم به ای میل من ، ایمیلی بزنید تا در آنجا ادامه بحث دهیم . چرا که ادامه بحث ، بیشتر حالت دو طرفه خواهد داشت نه عمومی .
سلام خدمت علی رضا
اتفاقا منم خواب حاج آقا ها رو زیاد می بینم یکی شون سه بار پشت هم آمد اما نه ازین حاج آقا ها که تو خواب و بیداری مثل کابوس می مونند - حاج آقای خواب من پیر جماران بود که سه شب پشت سر هم به خوابم اومد - در هر بار هم مانند فرزند خودش منو تو آغوشش گرفت و هر بار که بیدار می شدم افسوس آن زمانی رو می خوردم که من نبودم و او در این دنیا بود - حال من هم کمتر از حال تو در اون روزها نبود
شادی روح امام صلوات - با تشکر
سلام و پوزش از صاحبخونه و مهمونای محترم که گفتگو مقداری دو طرفه شد.
بله چشم انشالله در اولین فرصت ما اهل مذاکره ایم حاج آقا