
صبحونه: نون و پنیر - نون و پنیر - نون و پنیر - نون و پنیر - کره و مربا - حلوا شکری (+چایی و قند )
نهار: عدس پلو - سویا پلو - قیمه با لپه گاوی و سیب زمینی سرخ کرده آماده - قورمه سبزی - قیمه با لپه ریزتر و سیب زمینی سرخ کرده غیر آماده! - یه غذایی مابین سبزی پلو و باقالی پلو
شام: عدسی - سوپ - خوراک لوبیا - تخم مرغ و سیب زمینی - آش - سوسیس و سیب زمینی
توضیحات: حلواشکری به دلیل روانکاری شکم ها پس از سه هفته از وعده غذایی حذف گردیده و به جای آن نان و پنیر جایگزین گردید
یکشنبه ها یک بسته آجیل به مشتریان اهدا می گردد ( البته این سنت حسنه فقط ۳ هفته دوام آورد)
سوپ به دلیل کیفیت بسیار بالا و استقبال شدید مشتریان از وعده غذایی حذف و بجای آن سیب زمینی و تخم مرغ جایگزین گردید
اصولا نمک برای سلامتی مضره
رحیم به خاطر اینکه به کیفیت بالای غذاها عادت نداشت معمولا غذا نمیخورد من طبق معمول به زور نصفه میخوردم اما هیچ غذایی اضافه نمیومد چون پویش مثل یه شیر بالا سر همه غذاها کمین کرده بود!
-------------------------------
این چند روزه باید ببخشید که بی مزه و کم می نویسم فردا ساعت ۱۰ صبح باید دادگاه انقلاب باشم ساعت ۱۲:۳۰ هم پایان ترم کنترل پروژه دارم باید امیدوار باشم که به امتحانم برسم تازه اگر به امتحانم برسم اصولا روزایی که دادگاه میرم یه روز قبل و تا دو سه روز بعدش حالم خیلی خوبه! تازه فرض کنیم که رفتن دادگاه رو روحیه تأثیر نداشته باشه و کاملا شاداب برم سر امتحان اون وقته که متوجه میشم که حتی نمیدونم موضوع درس چی هست! خلاصه امتحانم که به خیر بگذره تازه متوجه میشم که فرداش پایان ترمه طراحی ۲ دارم که اگه فرض کنیم کنترل پروژه در بهترین شرایط به خیر بگذره اما دیگه انتظار به خیر گذشتن طراحی ۲ از اون حرفاس ...!!!
اما خودمونیم ما هم عجب رستورانی رفته بودیم غذا خوردیما حالا باید تا چند سال بریم براشون ظرف بشوریم
یا علی
|
یه گلاب به روتون روم به دیواریم بنویسی بد نیستا!
دعا می کنم در هردو امتحان آدم خرخون و درس بلدی جلوت بشینه!
ماشالله چقدر خوب شده نقاشیت D:
موضوع کنترل پروژه راجع به کنترل کردن پروژهاست
علی جون ایشالا که امتحاناتتو خوب می دی ولی دعا می کنم دادگات درس شه امتحان که جلو اون هیچه!
نمک که خیلی مضر بود!!
یادت رفت بگی غذا ها همشون با طعم لذیذ سوپرترش سرو می شدن! بک کنم فک می کنن لیمو ترش واسه بدن لازمه!!
یه نفر که اونجا بود! تعریف می کرد یه روز که نهار همون نهار روز قبل + سیب زمینی آماده نشده (گاوی) + ترشی خیلی بیشتر بود همونی که شما بهش گفتی (قیمه با لپه ریزتر و سیب زمینی سرخ کرده غیر آماده!) چون خیلی گرسنه بود همه غذاشو خورد و بعد دو ساعت گلاب به روتون همشو بالا آورد و بعد کلی حال افتحضاح جهت درمان کار اجباری بخش مجله بین سلول ها رو بهش سپردن که خوب شه!!!! و تازه همه بهش قبطه می خوردن که تونسته بعد چند روز یکم راه بره و از سوئیت! بیرون بره!
ضمناً اون سوسیس و سیب زمینی رو اشتباه گفتی ترشی سوسیس و سیب زمینی درست تره!
شما مثل اینکه خیلی از اول ویژه بودن که بهتون آجیل می دادن!!!
این دوست من تعریف می کرد عزا اون شبا یا صبحایی بود که حلوا شکری می دادن
dooste man invare donya kheili ha be shoma fekr mikonan,va nemidoonin cheghadr baraye oonha ahamiyat darin,allah inshallah yavaretoon basheh,,dar zemn hich ham bimazzeh nabood,kheili ham aali bood
sabt shod ya na?/?///
حالا دیدی خاطره پرطرفدارتره؟;)
داداشی امتحانتو خوب دادی؟
سلام بر علیرضای عزیز،
اول از همه باید بگم که من شدیدا از این همه استعداد هنوز در شوکم!!! نقاش و نویسنده و شاعر و مهندس و ...... انصافا خیلی کار درستی :)
ثانیا خیلی خوشحالم که حرفهاتو می خونم. این خانم دکتر اولیه -دکتر الهام - همش می گفت به مامان اینا زنگ نزنین، علیرضا می خواد استراحت کنه، مزاحم نشید و خلاصه از این حرف ها. خانم دکتره فکر کرد نکنه بیایم ازت امضا بگیریم ;) و ماجرا اینقدر طول کشید که سوغاتی ای که از این خارج ِ ما - زاهدان - برات آورده بودم تاریخ مصرفش گذشت :))))
ثالثا مطمئنم هرجا باشی نقشی زیبا و منحصر به فرد خواهی کشید.
"مگه کوه رو میشه به بند کشید..."
من نیز هم ، خوش پیوندی باشد
قاضی وقت ملاقات بهم نداد!
امتحانم همونطور شد که انتظارش رو داشتم فوتینا !
خدا آخر عاقبت فردا طراحی ۲ رو به خیر کند انشاءالله
ولی خودمونیم حال و هوای امتحانها کم از حال و هوای بازجویی ها ندارن!
سلام...این دست نوشتت باعث شد هوس کنم خاطرات این ۳۳روز بنویسم...راستی مال ما حلوا شکری نداشت
برای اینکه دل همتون بسوزه واسه ما حلواشکری با کره داشت!!!! :دی
پس منو عوض نشده. ما که معمولا چند سال پیشا اواسط تیرماه! که کاری نداشتیم میرفتیم هتل هم همین غذاها رو میخوردیم. البته تو شامها یه چیزی مابین خوراک لوبیا و آش و سوپ هم بود که گویا حذف شده. یا شاید سری شما به یکی از اینها نزدیکتر دیدتش و یکی از این اسامی رو براش گذاشته! از اون بیسکوئیت زغفرونیها (که هیچ جا جز هتل ندیدیمش) هم بهتون میدادن؟ :)
- اعتشاشگر سابق